مقدمه
وجود اطلاعات جامع، فراگیر و مبتنی بر یافتههای علمی پیرامون هر فرد، موضوع و منطقه اعم از استان، شهر و روستا بسیار ضروری و لازم است. این امر صرفاً مبتنی بر كسب لذات معنوی و تنوع طلبی در پژوهش نیست، بلکه راهی برای حفظ هویت، بهره گیری از تجربیات و برنامه ریزی برای توسعه و پیشرفت است. از اين رو سعی می گردد مجموعهای از اطلاعات جمع آوری و در اختیار علاقه مندان و برنامه ریزان قرار گیرد.
دانش نامه (دایرۀالمعارف) مجموعه ای از اطلاعات است که در قالب علمی گردآوری و منتشر میگردد. وجود دانش نامه در هر موضوع، کشور و استان بسیار ضروری است. سرزمين گرگان (استان گلستان) به لحاظ پیشینه تاریخی که باید آن را در نام های هیرکان، جرجان، تمیشه، آبسکون و استرآباد جستجو کرد، وجود مشاهیر و بزرگانی همچون میرداماد، میرفندرسکی، حکیم جرجانی، فخرالدین اسعد گرگانی و میرسید شریف جرجانی و ...
امکانات بالقوه طبیعی، شرایط اقلیمی، خاک و محیط مساعد برای کشاورزی، موقعیت جغرافیایی مناسب برای بازرگانی و تجارت، وجود دریا، جنگل و تنوع زیستی و گیاهی، تکثر زندگی اقوام در آن و... نیازمند دانش نامه است. بر همین اساس، پيشنهاد تدوين دانشنامه گلستان توسط آيت الله نورمفيدي مطرح و مركز دانش نامه گلستان در سال 1384 در مؤسسه فرهنگي ميرداماد كه به همت ایشان تأسيس شده است، آغاز به كار كرد.
کمبود منابع علمی، فقدان تجربه دانش نامه نویسی، مشخص نبودن ضرورت این کار برای برخی نهادها ، سازمانها و افراد ،کمبود کادر علمی و ... باعث گردید تا برنامه ریزی برای تدوین دانشنامه بر اساس واقعیتهای موجود، امکانات و توانایی مؤسسه صورت گیرد که امیدواریم تلاش انجام گرفته هر چه زدوتر به بار بنشیند .
آنچه مي خوانيد، مطالبي درباره دانش نامه و دانش نامه نويسي است كه به همت سركار خانم نساء رضايي گردآوري شده است و در اختيار پژوهش گران قرار مي گيرد.
لازم به يادآوري است كه در گردآوري اين مجموعه ، از منابعی که در پایان کتاب آمده ، به طور مستقيم استفاده شده است.
دانش¬نامه
دانش¬نامه¬ها یکی از مهم¬ترین منابع برای مراجعه پژوهشگران و محققان به حساب می¬آیند و در میان کشورهای پیشرفته و در حال رشد، کمتر کشوری میتوان یافت که انواع دانش¬نامه¬های عمومی و تخصصی در آن تدوین نشده باشد. در ایران نیز دانشنامه نگاری سابقه¬ای کهن دارد و طی دو دهه اخیر، تدوین این نوع آثار بیش از گذشته مورد توجه مراکز و موسسات فرهنگی قرار گرفته است.
عنوان «دانش¬نامه» نخستین بار در کتاب دانش¬نامه علایی، اثر ابن¬سینا به کار رفت. دانش¬نامه همان «دایرۀالمعارف» است و دایرۀ¬المعارف ترجمه عربیِ واژه فرانسویِ«آنسیکلوپدی » (انگلیسی: اِنسایکلوپیدیا ) است که نخستین بار پُطرس بُستانی (1819ـ1883) آن را به کار برد و کتابی که در دستِ تألیف داشت، «دایرۀالمعارف» نام نهاد.
در عربی، به این نوع کتاب¬ها، «موسوعه» نیز اطلاق می¬شود. در فارسی، معمولاً واژههای «آنسیکلوپدی»، «دانش¬نامه» ، «دایرۀالمعارف» و «فرهنگ نامه» بر یک مفهوم دلالت می¬کنند.
آنسیکلوپدی بیش از دو هزار سال به منزله¬ی کتابی حاوی خلاصه¬ای قابل فهم از دانشِ موجود تلقی می¬شد. صورت لاتینِ آن «انکوکلوپایدیا» (encyclopaedia) به معنای «مجموعه¬ای از دانش و هنر» یا «آموزش عمومی» است از اِنکوکلیوس (enkuklios) مرکب از دو جزء kuklios , en در لفظ به معنای «دایره¬ای» و بیشتر به معنای «عمومی و فراگیر» و پایدیا (Paideia) به معنای «آموزش و تعلیم» یا «تعلیم و تربیت کودک».
امروزه اتفاق نظر بر این است که دانش¬نامه¬ها در دسته ای از کتاب¬ها به نام کتاب مرجع قرار دارد.
آثار مرجع
آثار مرجع،آثاری هستند که مراجعه¬کنندگان برای به دست آوردن اطلاعاتی مختصر یا نسبتاً جامع درباره موضوعات گوناگون علوم بشری یا لغات و اصطلاحات، به آن مراجعه می¬کنند.
هدف از تدوین آنها این است که مراجعه¬کنندگان برای یافتن اطلاعاتی درباره موضوع یا موضوع¬هایی مشخص، بدون اتلاف وقت و مراجعه به کتاب¬های فراوان، به این آثار مراجعه و از مطالب آن استفاده کنند. برخی از این آثار عبارتند از: دانش¬نامه¬ها، فرهنگ¬های لغات و اصلاحات، انواع فهرست مقاله¬ها، کتاب¬شناسی¬ها و زندگی¬نامه¬هایی که اطلاعات مفصل و جامع از افراد می دهند. در قرن اخیر، در کتابخانه¬های عمومی، اکثر سوالات با کمک این آثار پاسخ داده میشود. به همین سبب، بخش کتاب¬های مرجع، یکی از بخش¬های اصلی کتابخانه¬ها به شمار می¬آید.
در مقدمه دانش¬نامه¬ها، هدف از تدوین دانش¬نامه، شیوه¬ی انتخاب عناوین (که به آنها «سرشناسنامه» و «مدخل» نیز گفته می¬شود)، شیوه تنظیم مقاله¬ها، حوزه اطلاعات مندرج، طیف مخاطبان و بسیاری اطلاعات دیگر که راهنمای استفاده¬کنندگان دانش¬نامه است، ذکر می¬شود. در بیشتر دانش¬نامه¬ها مانند دیگر آثار مرجع، برای صرفه¬جویی از به کار بردن واژه¬های تکرار شونده، از کوته نوشت¬ها و علایم اختصاری استفاده می¬شود، مثل «رک» به جای «رجوع کنید».
معمولاً سطر یا سطرهای نخست مقاله¬های دانش¬نامه از اهمیت خاصی برخوردار است، زیرا این بخش که به آن «مُعرف» یا «مُعرف کوتاه» گفته می¬شود، هسته اطلاعات درون مقاله را تشکیل می¬دهد و در طول مقاله، نکته¬های مندرج در این سطرها بسط داده میشود، مثلاً زیر مقاله «ابن مقفع» آورده شده است:
«ابو محمد عبدالله (حـ 106ـ142 ق) نویسنده¬ی بزرگ و مترجم آثار پهلوی به عربی.»
باید دانست که در این مقاله، علاوه بر شرح زندگی ابن مقفع، حتماً درباره نویسنده بودن او و جایگاه او در نویسندگی و ترجمه¬هایی که از پهلوی به عربی کرده است، اطلاعاتی داده خواهد شد.
انواع دانش¬نامه¬ها
دانش¬نامه¬ها را از چند نظر می¬توان تقسیم¬بندی کرد:
1ـ گستره
الف) دانش¬نامه¬های مفصل: مقاله¬های آن عموماً بلند و جامع است. این دانش¬نامه¬ها معمولاً به صورت چند جلدی منتشر می¬شوند، مانند دایرۀالمعارف بریتانیکا، دایرۀالمعارف بزرگ اسلامی.
ب) دانش¬نامه¬های مختصر: معمولاً حاوی اطلاعات مختصر و پاسخگوی نیاز فوری مراجعه کنندگان مي باشد و معمولاً در یک یا دو جلد انتشار می¬یابند، مانند دایرۀالمعارف هنر.
2ـ شمولِ اطلاعات
الف) دانش¬نامه¬های عمومی: در تدوین آنها، خواه مختصر باشد و خواه مفصل، سعی شده است که در همه زمینه¬های دانش بشری اطلاعاتی داده شود و پاسخگوی نیاز عموم مردم باشد، مانند دایرۀالمعارف فارسی.
ب) دانش¬نامه¬های اختصاصی: در زمینه¬ای خاص از دانش بشری و برای پاسخگویی به نیاز افرادی خاص از جمله متخصصان و دانش پژوهان نوشته می¬شود و زبان و مقدار اطلاعات این دانش¬نامه¬ها نیز با توجه به میزان دانش و آگاهی مخاطبان آن تعیین میشود. این دانش نامه ها می¬توانند از نظر موضوع،اختصاصی باشند، مانند دانش¬نامه¬ی ایران باستان، یا از نظر جغرافیایی محدود به سرزمین یا منطقه¬ی خاص باشند، مانند ایرانشهر.
3ـ سطح مخاطبان
الف) دانش¬نامه¬های کودکان و نوجوانان: شامل «دانش نامه¬های کودکان زیر سن دبستان یا خردسالان» و «کودکان دبستانی و نوجوانی» می با¬شد. دانش¬نامه¬های خردسالان عموماً تصویر ـ واژهای هستند.
دانش¬نامه¬های دبستانی معمولاً برای کودکان و نوجوانان نوشته می¬شود و حاوی مقاله¬هایی به زبان ساده و عموماً مصور است. مدخل¬های آن به اعتبار مطالب درسی این گروه سنی و محدوده¬ی واژگان¬شان انتخاب می¬شود، مانند فرهنگ طلایی، فرهنگ¬نامه¬ی کودکان و نوجوان.
ب) دانش¬نامه¬های بزرگسالان: مخاطب آن، بالاتر از دبیرستان است و مطالب آن با توجه به نیازهای عمومی یا تخصصی آنان نوشته می¬شود، مانند دایرۀالمعارف فارسی، دایرۀالمعارف امریکانا.
4ـ هدف
الف) آنهایی که پاسخگوی نیازهای فوری، ساده و سردستی هستند و مراجعه کننده به سرعت، اطلاعات کلی و لازم را در آن موضوع به دست می¬آورد، مانند اطلاعات عمومی¬ها.
ب) آنهایی که پاسخگوی نیازهای تخصصی هستند، مانند دانش¬نامه¬های تخصصی که اطلاعات جامع و دقیق درباره موضوعی خاص را در اختیار می¬گذارند، مانند دانش¬نامه پزشکی.
ج) دانش¬نامه¬هایی که اطلاعات آنها به گونه¬ای است که هم به کار متخصص و هم به کار دانشجویان می¬آید و مقالات آنها عموماً مفصل است، مانند امریکانا و دایرۀالمعارف فارسی.
د) آنهایی که علاوه بر پاسخگویی به نیازهای مخاطبان، جنبه آموزشی نیز دارند، مانند ایرانشهر، دایرۀالمعارف بریتانیکا.
5ـ نظم
الف) الفبایی: امروزه تمایل بسیاری وجود دارد که دانش¬نامه¬ها با نظم الفبایی تنظیم شوند.
ب) رده¬ای: به این معنا که مطالب مندرج به رده¬هایی تقسیم شده و سپس زیر هر رده، مطالب با نظمی الفبایی به دنبال هم آورده می¬شوند.
ج) موضوعی: در این روش، مطالب به موضوع¬های اصلی و سپس موضوع¬های اصلی به چندین موضوع فرعی دسته¬بندی می¬شوند، آن گاه این موضوع¬ها به ترتیب منطقی پشت هم قرار میگیرند.
دانش¬نامه نگاری در ایران
الف) دانش¬نامه نگاری در ایران باستان
در ایران نیز همچون دیگر کشورهای جهان، توجه به علوم و تلاش برای بازشناسی و انتقال آن به دیگران سبب شد دسته¬ای از آثار تألیف شوند که حاوی مجموعه¬ای از دانش¬ها باشند. شکل و محتوای این آثار، هم زمان با تغییرات و تحولات جامعه و پیشرفت علوم، در هر دوره تغییر یافته است. براساس برخی آثار به جای مانده از ایران پیش از اسلام، می¬توان پیشینه¬ی نگارش دانشنامه را در ایران به دوران باستان رساند، اما از آن جا که رویدادهای بزرگ تاریخی در ایران سبب شد بسیاری از آثار مکتوب ایرانیان از میان رود، تعیین زمان دقیق و چگونگی تدوین این گونه آثار به درستی امکان¬پذیر نیست.
دینکرد: این کتاب را به سبب اشتمال بر موضوع¬های متعدد، می¬توان اولین دانش¬نامه فارسی دانست. دینکرد در لفظ به معنای «تألیف دینی» است و کتابی است مبتنی بر اوستا و ترجمه¬های آن.
بُندهش: کتاب دیگری است که از دوره¬ی باستان باقی مانده و نام اصلی آن، احتمالاً زند آگاهی به معنای «اطلاعات مبتنی بر زند» بوده است. اساس کار مؤلف این کتاب، ترجمه¬ها و تفسیرهای اوستا بوده است. بندهش به معنای «آفرینش آغازین» یا «آفرینش بنیادین» و شهرت آن به این نام از آن جاست که مهم¬ترین فصول آن درباره¬ی آفرینش است. بندهش مانند اغلب کتاب¬های پهلوی مجموعه¬ای است از مطالب گوناگون که از منابع متعدد گردآوری و با هم تلفیق شده است.
دادستانِ دینی: به معنای مجموعه¬ی آرای دینی است و شامل 92 پرسش و پاسخ، بیشتر درباره مسایل دینی است. كتاب با مقدمه اي شروع مي شود كه نثري پيچيده دارد. تاريخ دقيق نگارش كتاب معلوم نيست. مطالب دادستان، متنوع و گوناگون است، از جمله: آيينهاي ديني، قوانين و حقوق، آفرينش و موجودات مابعدالطبيعه، بهشت و دوزخ و رستاخيز، كارهاي نيك و گناهان و اندرزها.
در بسياري از پرسش ها، مسايلي كه زرتشتيان در جامعه مسلمانان قرون اوليه اسلامي با آن رو به رو بودهاند، مطرح شده است و كتاب از اين جهت اهميتي خاص دارد.
ب) دانش¬نامه نگاری از سده اول تا پنجم
پس از به حکومت رسیدن اعراب در ایران، تغییراتی رخ داد که بخشی از این تغییرات، متأثر از تحولاتی بود که پیش از ورود اعراب در ایران پدید آمده بود.
شاید قدیمی¬ترین دانش¬نامه گونه عربی، «احصاءالعلوم» اثر ابونصر فارابی (وفات: 339ق) باشد که در نیمه اول قرن چهارم تألیف شد.
جوامع¬العلوم: اثر شعیا ابن فَریغون (وفات: 334ق) شاگرد ابو زید بلخی است که آن را در بین سال¬های 327 تا 344ق برای امیر ابوعلی احمدبن محمد چغانی تألیف کرد. کتاب به دو مقالت تقسیم می¬شود.
مقالت اول: شامل علم کتابت یا منشیگری درباری (نحو، آداب دبیران، انشاء، خط، بایگانی، مکاتبات، خراج، برید، املاک، حساب، هندسه، موضوع¬های مذهبی، اخلاق، آداب ملوک و امراض جسمی و روحی).
مقالت دوم: شامل علوم مذهبی (علوم سیاسی، فن حکومت، طبقات اجتماعی، تعهدات اداری، امور مالی، قضاوت امنیت، فن جنگ و اخلاق) و علم فلسفه در دو قسم حقیقی و غیرحقیقی (شامل نجوم و نفی احکام نجوم، رؤیا، فراست، آثار طبیعی و علوم خفیه مانند پیشگویی و جادو و کیمیا و طلسمات).
درباره شیوه تقسیم¬بندی علوم در این کتاب بررسی هایی صورت گرفته است.
مفاتیح¬العلوم: از ابوعبدالله محمد خوارزمی که آن را بین سال¬های 367ـ371ق برای ابوالحسین عبدالله بن احمد عتبی، وزیر نوح بن منصور سامانی تألیف کرد. این کتاب دانش¬نامه مقدماتی اصطلاحات فنی و اسامی نامتداول است شامل دو مقالت (بخش) و پانزده باب و 93 فصل.
رسایل اخوان الصفا: این مجموعه را می¬توان اولین اثری دانست که در جهان عرب در نتیجه کار گروهی پدید آمد. در سده چهارم هجری، عده¬ای از دانشمندان آزاد اندیش و بیدار دل، انجمنی در بصره بنیان گذاردند.
آنان می¬خواستند بین دین و فلسفه که بر اثر جنگ و ستیز پیروان سنت با فیلسوفان شکافی یافته بود، سازش دهند؛ سپس 52 دفتر به نگارش درآوردند. کسانی که در این انجمن گرد آمده بودند، نام خویش را در دفترها ذکر نکرده¬اند. فقط نام 5 یا 6 نفر را ذکر کرده¬اند که شواهدی هست که چند نفر از آنان ایرانی بوده¬اند. این انجمن نام تألیفات خود را «رسایل اخوان الصفا و خلان الوفا» (برادران صفا و دوستان وفا) و «الرساله الجامعه» گذاشته بودند. همه رسایل به عربی نوشته شد و تعداد آنها به روایتی 51 یا 52 رساله است، اما در واقع این اثر 50 رساله است و رساله 51 گزیده¬ای استنتاجی است از همه رسایل.
ج) دانش¬نامه نگاری از سده پنجم تا سیزدهم
دانش¬نامه¬های تدوین شده تا پیش از سده سیزدهم چند ویژگی عمده داشت:
1ـ اغلب این گونه آثار، به قلم یک نویسنده یا فیلسوف که سرآمد عالمان زمان خود بود، تألیف یا تدوین می¬شد و اطلاعات مندرج در آنها نیز متکی بر تجارب شخصی و ذوقی مؤلف یا به اعتبار تجارب و استدلال¬های گذشتگان صورت می¬گرفت.
2ـ تألیف یا تدوین این گونه آثار در بیشتر موارد، به سفارش یا حمایت حاکمان و وزیران و صاحب منصبان یا دانشمندان صورت می¬گرفت. به همین سبب نیز پس از پایان یافتن تألیف کتاب، معمولاً کتاب به همان شخص سفارش دهنده یا حاکم وقت تقدیم و نام او در صفحات اول کتاب نوشته می¬شد.
3ـ شیوه تنظیم این آثار، موضوعی بود و تقسیم علوم در آنها اغلب طبق تقسیم چهارگانه ارسطو (منطق، طبیعیات، ریاضیات و الهیات) بود. البته مؤلفان نیز تقسیم¬های دیگری را از جمله تقسیم به علوم اوایل (علوم فلسفی یونانی) و علوم اواخر (علوم اسلامی) بر آن افزودند.
4ـ نام¬گذاری این گونه آثار چنان بود که خواننده با دیدن عنوان آن، به چند دانشی بودن آنها پی ببرد. بعضی از آنها با عناوینی چون «مفتاح»، «جامع»، «مفاتیح»، «جوامع»، «گنجینه»، «مخزن»، «بحر»، «مجمع» و مانند اینها آغاز می¬شود.
5ـ در بسیاری از این آثار، مطالب متنوع و عقاید عجیب و غریب و خرافه¬نما به وفور دیده می¬شود که همین امر سبب می¬شود که با مطالعه این آثار، بتوان به اندیشه و تفکر علمی آن دوره¬ها دست یافت و از روند پیشرفت علوم اطلاع حاصل کرد، زیرا این آثار از منابع اصیل و دست اول به شمار می¬آیند.
دانستن این نکته ضروری است که شاید نتوان عنوان دانش¬نامه را بر این آثار اطلاق کرد، اما آنچه مسلم است این که: این گونه آثار را به سبب اشتمال آنها بر مجموعه¬ای از دانش¬های موجود زمان خود و شرح و بسط کامل آن دانش¬ها و در برخی موارد، ذکر قول و یافته¬های دیگر دانشمندان آن حوزه از دانش، می¬توان تا حدودی در زمره دانش¬نامه قرار داد، اما شاید بهتر باشد که به جای اطلاق نام دانش¬نامه بر آنها، این آثار را کتاب¬های «چند دانشی» یا «شبه دانش¬نامه» خواند.
دانش¬نامه علايی: تألیف ابوعلی سینا در فاصله سال های 413 تا 428ق است که آن را برای علاءالدوله ابوجعفر محمد بن دشمن زیاری، حاکم اصفهان نوشت.
این کتاب شامل 5 علم است: منطق، طبیعیات، هیأت، موسیقی و علم آنچه بیرون از طبیعت است (علم برین).
جام جهان¬نما: این کتاب ترجمه¬ی التحصیلِ بهمنیار بن مرزبان آذربایجانی (وفات: 458ق) است و ظاهراً خود او آن را به فارسی برگردانده است. این کتاب دانش¬نامه گونه¬ای است در منطق، ریاضی، علوم طبیعی و الهی به طریقه¬ی مشایی شامل 3 کتاب: منطق در سه مقاله، مابعد الطبیعه در شش مقاله و فلسفه در دو مقاله.
نزهت¬نامه علایی: از شهمردان بن ابی الخیر رازی. کتاب شامل یک مقدمه، دو قسم و یک خاتمه و هر قسم شامل 6 مقالت است. نزهت نامه دانش¬نامه¬ای است در زمینه مسایل علمی و ادبی و تاریخی. مطالب کتاب برای متخصصان و خواص نوشته نشده است، بلکه این کتاب میزان دانش عمومی را درباره علوم متداول زمان روشن می¬سازد.
بحرالفوائد: مولف آن ناشناخته است. کتاب در 36 مبحث و صد باب است و مطالب آن شامل علم کلام، تصوف، فقه، سیاست، تربیت اولاد و عجایب جهان است. قصد مولف از تألیف این کتاب، جمع¬آوری احکام، لطایف و ضرب¬المثل¬ها بوده است. اما به سبب این که در آن جایگاهی به مسایل مذهبی داده شده، می¬توان آن را نوعی دانش¬نامه مذهبی دانست.
جامع¬العلوم: از امام فخرالدین محمد بن عمر رازی. این کتاب دانش¬نامه¬ای از علوم زمان مولف است شامل 9 مسأله. این کتاب شامل مطالب متنوعی است از علوم¬ اسلامی، علوم فلسفی، طبیعیات، موسیقی، حساب، اخلاق و تدبیر منزل.
نزهه القلوب: از حمدالله فرزند ابوبکر مستوفی قزوینی که در سال 740ق نوشته شد. کتاب شامل یک فاتحه، سه مقاله و یک خاتمه است. این کتاب برای شناخت علم جغرافیا و اوضاع و احوال نواحی ایران در سده هشتم هجری اهمیت فراوان دارد.
از جمله کتاب¬های دیگر که می¬توان آنها را در ردیف دانش¬نامه قرار داد عبارتند از:
ریاض الابرار، سُلَّم السماوات، کشکول، شجره دانش، شاهدصادق،تحفه الهند،بهارستان علوم، جنات الخلودو...
د) دانش¬نامه نگاری در دوران معاصر
دانش¬نامه نگاری در ایران با ضوابط امروزی که حاصل کار گروهی و مقاله¬های آن مبتنی بر اطلاعات مستند باشد، تقریباً از اواخر قرن 12 آغاز شد.
نامه دانشوران ناصري: نخستین گام در تدوین دانش نامه، نامه دانشوران ناصری بود که با همکاری انجمنی از دانشمندان در سال 1294ق در زمان ناصرالدین شاه قاجار و به دستور علیقلی میرزا اعتضادالسلطنه بنیان گذارده شد.
در دستور کار تألیف این کتاب، که به منزله دستورالعمل در دیباچه¬ی آن آمده است، از مولفان خواسته شده که شرح احوال و اخبار اساتید علوم و مشایخ فنون از علمای اسلام و سایر ادیان همراه با نوادر تاریخ و لطایف، حکایات، اشعار برجسته و آثار مهم آنان براساس اصول معتبر و مدارک قابل اعتماد، جمع¬آوری و تألیف گردد.
جلد اول این کتاب که با حرف الف و مدخل «ابن بابویه قمی» آغاز شد، در سال 1296ق و جلد هفتم آن که به حرف «ش» و نام «شاه نعمت الله ولی» رسیده بود، در سال 1324ق منتشر شد و پس از آن، کار تألیف آن متوقف گردید. در این کتاب، اطلاعات مفصلی از زندگی و آثار علما، مشایخ، حکما، اطبا، مصنفان و مؤلفان فنون گوناگون آمده است.
فرهنگ نامه نفيسي: در سال 1317، سعید نفیسی تألیف فرهنگ¬نامه¬ای را به نام «فرهنگ¬نامه نفیسی» مشتمل بر لغات فارسی و اعلام ایرانی و خارجی آغاز کرد و جداول آن نیز از حرف «آ» تا «اسحاق اینجو» در سال 1319 به همت وزارت فرهنگ، دبیرخانه فرهنگستان تاریخ منتشر شد، اما بر اثر شروع جنگ جهانی دوم، کار تألیف آن متوقف شد.
لغت نامه دهخدا: در دی ماه 1324 مجلس شورای ملی، طبع و انتشار لغت¬نامه دهخدا به سرپرستی علی اکبر دهخدا (1258ـ1334ش) را تصویب کرد. پس از درگذشت دهخدا، محمد معین (1293-1350ق) کار سرپرستی تدوین لغت¬نامه را بر عهده گرفت و پس از او، سید جعفر شهیدی و محمد دبیر سیاقی با همکاری عده¬ای دیگر آن را به اتمام رساندند.
دايرۀالمعارف فارسي: مهم¬ترین اقدام در دانش¬نامه نگاری به شیوه امروزی و به تأثیر از سنت دانش¬نامه نگاری اروپایی، دایرۀالمعارف فارسی است که به سرپرستی غلامحسین مصاحب (1289ـ1358ش) تدوین گردید. در سال 1335 موسسه انتشارات فرانکلین به پیشنهاد حسن تقی¬زاده در صدد برآمد که دانش¬نامه¬ای عمومی، یک جلدی و به فارسی براساس دانش¬نامه یک جلدی کلمبیا وایکینگ (چاپ نیویورک، 1953) تدوین کند و سرپرستی آن را به غلامحسین مصاحب سپرد. کار در همان آغاز از ترجمه مقاله¬های دانش¬نامه کلمبیا به ترجمه و تألیف، بیشتر تألیف مقاله¬های جدید و تحقیق در برخی موضوع¬ها ( از قبيل انتخاب عناوين، ضبط تلفظ ها و ضبط اعلام خارجي) تبدیل شد تا کمبودهای دانش¬نامه کلمبیا و نقایصی که مقالات آن برای خوانندگان فارسی زبان داشت، برطرف شود، زیرا این دانش¬نامه برای مخاطبان آمریکایی تدوین شده بود و طبعاً نیاز آن مخاطبان در نظر گرفته شده بود، نه نیاز مخاطبان ایرانی.
از آن جا که تا پیش از این تاریخ، دانش¬نامه نگاری با این شیوه در زبان فارسی سابقه نداشت، مصاحب تصمیم گرفت برای انتخاب عنوان، تنظیم مقاله¬ها، چگونگی ضبط اسامی اعم از اشخاص و مکان¬ها، ضبط اصطلاحات علمی، تنظیم علامات اختصاری و ارجاعات و مواردی دیگر، شیوه¬ای خاص وضع کند. (مصاحب، 1345، مقدمه، ج 1)
شیوه تدوین شده¬ی محققانه و دقیق مصاحب، الگویی برای دانش¬نامه نگاران پس از وی شد. جلد اول این کتاب، از حرف «الف» تا «ش» در سال 1345 انتشار یافت.
در سال 1350، مصاحب از سرپرستی دایرۀالمعارف کناره گرفت و سرپرستی جلد دوم (بخش اول) به رضا اقصی سپرده شد. جلد دوم در دو بخش تدوین شد که بخش اول از حرف «ش» تا «ل» در سال 1356 انتشار یافت و بخش دوم آن از حرف «ل» تا «ی»، پس از گذشت 15 سال با سرمایه انتشارات امیرکبیر در سال 1374 منتشر شد. در تدوین این اثر، افراد برجسته¬ی بسیاری همکاری داشتند. بیش از نیمی از مقالات آن را هیأت تحریریه دایرۀالمعارف (احمد آرام، فریدون بدره ای، احمد بطحایی، محمود مصاحب، مصطفی مقربی و ابراهیم مُکلا) تألیف و ترجمه کردند.
این دایرۀالمعارف نخستین دایرۀالمعارف و تا زمان حاضر، جامع¬ترین دایرۀالمعارف عمومی به زبان فارسی است و حدود 51000 مقاله و مدخل (28000 مقاله خارجی، 13000 مقاله مربوط به ایران و اسلام و 1000 مدخل ارجاعی) دارد. مقالات جغرافیایی بیشترین تعداد مقالات این اثر را در بر می¬گیرد.
ايرانشهر: طي سالهاي 1343-1342، كميسيون ملي يونسكو كتاب ايرانشهر را در دو جلد منتشر كرد. اين كتاب دانش نامه اي تخصصي درباره ايران است. كار تدوين آن با عضويت فريدون اردلان، علي اكبر مشير سليمي، ذبيح الله صفا و موسي عميد و همكاري عدهاي از صاحبنظران ايراني و غير ايراني از سال 1338 شروع شد. اطلاعات آن از كهنترين روزگار تا سال 1340 است كه به سبب تأخير در انتشار آن در پايان مجلد دوم، تكملهاي براي تاريخ معاصر تنظيم شده و در آن فهرست اجمالي حوادث تا اسفند 43 آورده شده است. (ايرانشهر،1342، ج1، مقدمه، ص «الف» - «د»). كتاب مصور است و مطالب آن به 4 بخش تقسيم ميشود: جغرافياي طبيعي و انساني، تاريخ سياسي و فرهنگي، سازمانهاي اداري و اجتماعي ، اقتصاد و عمران ايران. در خاتمهي هر مجلد، فهرست مشروح بابها، فصلها و فهرست الفبايي مفصلي نيز در جلد دوم آورده شده است كه اين فهرست راهنماي دسترسي به موضوع هاي مندرج در كتاب است.
دانش نامه ايران و اسلام: در سال 1348 بنگاه ترجمه و نشر كتاب به پيشنهاد و سرپرستي احسان يارشاطر درصدد برآمد تا دايرۀالمعارف اسلام را به فارسي ترجمه و با نام دانش نامه ايران و اسلام منتشر كند.
دايرۀالمعارف اسلام كه از سال 1936- 1913با نظارت اتحاديه بين المللي آكادمي ها در چهار جلد و يك جلد ضمايم منتشر شد، حاوي اطلاعات جامعي در جغرافيا، تاريخ، نژادشناسي، عقايد، مذهب و زندگي نامه مشاهير و اقوام اسلامي است و مقاله هاي آن غالباً به قلم شرق شناسان سراسر جهان نوشته شده است. مقالههاي دانش نامه ايران و اسلام، شامل مباحث تاريخي و جغرافيايي و فرهنگي تمدن ايران و جامعه اسلامي، از كهن ترين ايام تا دوران معاصر است. اولين جزوه آن در 286 صفحه در سال 54 منتشر شد. جزوه هاي ديگر، هر يك در حدود 120 صفحه با فواصل زماني انتشار يافت. دهمين جزوه آن تا «الاخوان المسلمون» در سال 1360 و جزوه يازدهم تا «اردبيل» در سال 1370 منتشر شد. زير مقاله ها، نام مؤلف يا مترجم و فهرست منابع آمده است. با انتشار دفتر يازدهم، كار تدوين اين دانش نامه متوقف شد.
دایرۀالمعارف تشیع: از حدود سال 1360، مقدمات تألیف دایرۀالمعارف تشیع فراهم شد. هدف از تدوین این دانش¬نامه، چنان که در مقدمه آن آمده است، بسط معارف شیعه و جبران نقایص سایر دانش¬نامه¬ها در این حوزه است و موضوع مقاله¬ها شامل امهاتِ فرهنگ اسلام و تشیع به مرکزیت ایران و اَعلام شیعی و غیر شیعی که قلم خود را در اختیار شیعیان گذاشته¬اند و اصطلاحات و مفاهیم کلامی و عرفانی و مباحث قرآنی است. جداول این دایرۀالمعارف در سال 1366 منتشر شد و جلد نهم آن تا مدخل «ظهیر فاریابی» در سال 83 منتشر گردید.
دانشنامه جهان اسلام: در سال 62، بنیاد دایرۀالمعارف اسلامی کار تدوین دانش¬نامه جهان اسلام را به سرپرستی مهدی محقق آغاز کرد. بعد از مدتی، مسوولیت کار به ترتیب بر عهده نصرالله پورجوادی، سید مصطفی میرسلیم و غلامعلی حداد عادل گذاشته شد.
وقتي اين بنياد شروع به كار كرد، احتمال ميرفت با دايرۀالمعارف بزرگ اسلامي ادغام شود و براي اجتناب از دوباره كاري و براي صرفه جويي در وقت، به سبب آن كه پيش از آنها در حوزه ايران و اسلام مقاله هايي از حرف «الف» تأليف و منتشر شده بود، مسوولان اين بنياد تصميم گرفتند دانش نامه را از حرف «ب» آغاز كنند و حرف «الف» را به بعد موكول نمايند.
جلد اول اين دانش نامه در سال 1375 انتشار يافت و جلد هفتم آن كه به «تربت حيدريه – تكاب» اختصاص دارد، در سال 82 منتشر شد.
مقاله¬های این دانش¬نامه در ابتدا بیشتر ترجمه از دانش نامه¬های مختلف از جمله دایرۀالمعارف اسلام و دایرۀالمعارف ترک و ایرانیکا بود و گاه با تلفیق دو یا چند مقاله¬ی معتبر از چند دانش¬نامه یا افزودن تکمله¬هایی، مقاله¬ی جدید با ساختاری جدید تدوین می¬شد، اما اکنون مسوولان آن تمایل بیشتری به تألیف مقاله¬ها خصوصاً در حوزه¬ی ایران دارند، از این رو تعداد مقاله¬های تألیفی بیشتر از مقاله¬های ترجمه¬ شده است. این دانش¬نامه را از یک سو می¬توان تخصصی دانست، زیرا به جهان اسلام اختصاص دارد و از یک سو میتوان عمومی دانست، زیرا تمام موضوع¬های مربوط به جهان اسلام، از جمله موضوعهای تاریخی، جغرافیایی، ادبی، مباحث قرآنی، حدیثی، فقهی، کلامی و ... را در بر می¬گیرد.
دايرۀالمعارف بزرگ اسلامي: مرکز دایرۀالمعارف بزرگ اسلامی از سال 1362 به منظور فعالیت¬های تحقیقاتی و تدوین آثار مرجع از جمله دایرۀالمعارف بزرگ اسلامی، فعالیت خود را شروع کرد. موضوعهاي آن در حوزه فرهنگی جهان اسلام و شامل فقه، اصول فقه، کلام، حدیث، رجال، اخلاق، ادیان، منطق، فلسفه، هنر، مردم شناسی، معماری، ریاضیات، نجوم، طب و سایر حوزه¬های معرفتی جهان اسلام است.
سرپرستی این دایرۀالمعارف را سید محمد کاظم موسوی بجنوردی بر عهده دارد. مقالات این دایرۀالمعارف تألیفی و مفصل است، با ذکر نام مولفان و منابع در پایان مقاله¬ها.
دانش¬نامه¬های دیگر عبارتند از:
دانش¬نامه قرآن و قرآن پژوهی: در سال 77 به کوشش بهاءالدین خرمشاهی و با همکاری گروهی از مولفان، در دو جلد انتشار یافت. مشتمل بر 3600 مقاله که نیمی درباره معارف و مفاهیم و اصطلاحات خود قرآن است و نیمی دیگر درباره قرآن.
دایرۀالمعارف هنر: تألیف رویین پاکباز که در سال 78 به چاپ رسید. ارکان اصلی این کتاب را مقوله¬های مربوط به نقاشی و پیکره¬سازی و گرافیک تشکیل میدهد و حوزه وسیعی از موضوع¬های هنری جهان از گذشته تا امروز درباره خوشنویسی، سفال¬گری، موزاییک، معماری و ... را در بر می¬گیرد.
دايرۀالمعارف سازهاي جهان: ترجمه حسن زندباف، كه ظاهراً اصل كتاب با همكاري گروهي باستان شناس، موسيقي شناس، جامعه شناس و صوت شناس تأليف شده است. تقسيمات مندرج در اين دايرۀالمعارف بر اساس سازهاي بادي، كوبهاي و پوستي، سيمي، مكانيكي و الكترونيكي، سازهاي اقصا نقاط جهان و سازها در دوره هاي گوناگون تاريخ است. در اين كتاب ، همچنين مطالبي درباره ي نوازندگان و سازندگان و منصفان مشهور آورده شده است. اين كتاب مصور است و هر مدخل توضيحاتي نسبتاً مفصل دارد كه در يك جلد در سال 1376 منتشر شده است.
دانشنامه امام علي (ع): زير نظر علي اكبر رشاد، در 12 جلد، در سال 1380 انتشار يافت. بنابر مقدمه كتاب، اين اثر شامل 110 مقاله درباره سير و انديشه امام علي (ع) است. نظم اين دانش نامه موضوعي است و سياست آن در گزينش موضوع، توجه به مسايل اساسي در زندگي امير مؤمنان و مباحث پر بسامد در احاديث ايشان بوده است.
دانشنامه كوچك ايران: دانش نامه اي است يك جلدي براي دانش آموزان و مخاطبان عام، تأليف ژاله متحدين كه در سال 1381 انتشار يافت. نظم آن موضوعي – الفبايي و شامل 14 بخش است كه عبارتند از:
جغرافياي طبيعي و اقتصادي، جغرافياي سياسي، اقوام، تاريخ جنگها و قيام هاي تاريخي، جنبش هاي اجتماعي، سرداران بزرگ و نامداران، دين، فرهنگ، ادب و فرهنگ عامه. هر بخش شامل زير فصل هايي است.
دايرۀالمعارف طهران قديم: به معرفي شهر تهران و نقش آن در يكي از مهم ترين دورههاي حيات تاريخي، يعني دوره قاجار، سيماي شهر تهران، تاريخ و معرفي محله ها و محدوده ي شهر در آن زمان، ارك سلطنتي، كاخها، قصرها، معرفي امكانات شهري و معرفي آثار تاريخي تهران ميپردازد.
دانش¬نامه¬های ایرانی خارج از کشور
هم¬زمان با انتشار دانش¬نامه¬هایی در ایران، آثاری از این دست در چند کشور دیگر تدوین و انتشار یافت. این آثار اگرچه به جز یکی، بقیه به زبان یا خطی غیر از فارسی تدوین شده¬اند، به سبب ارزش و جایگاهی که در معرفی فرهنگ ایرانی و زبان فارسی دارند، قابل طرح و بررسی هستند.
دایرۀالمعارف آریانا: اولین دانش¬نامه عمومی است به زبان فارسی دری که در خارج از ایران انتشار یافت. این اثر در شش جلد، با همکاری گروهی از دانشمندان افغانستان و به همت انجمن دایرۀالمعارف افغانستان (موسسه¬ای رسمی، تأسیس 1317ش) در کابل عرضه شد. تاریخ انتشار جلد اول آن در سال 1328 و جلد ششم در سال 1348 بوده است. در ابتدای هر مجلد، اسامی همکاران دایرۀالمعارف آورده شده است. بسیاری از مقاله¬های آن عیناً از لغت¬نامه دهخدا گرفته شده و در مقدمه جلد اول آمده است که بخش¬های مربوط به رجال و فرقه¬ها در حرف «آ» و «ب» عیناً ترجمه عربی دایرۀالمعارف اسلام (چاپ نخست) است.
دایرۀالمعارف شوروی تاجیک: دانش¬نامه عمومی جمهوری تاجیکستان است. در 8 جلد به زبان فارسی- تاجیکی، با همکاری گروهی از دانشمندان و متخصصان تاجیکی، تدوین شده است. خط آن سیریلیک (الفبای روسی) و حاوی 35000 مقاله در علوم، فنون، ادبیات، هنر، تاریخ، جغرافیا، اقتصاد و سیاست است. بیشتر مقاله ها درباره تاجیکستان است. برخی از مقاله¬های این دانش¬نامه نسبتاً مفصل و درباره شعرای فارسی زبان و اماکن جغرافیایی، به خصوص آسیای مرکزی است.
دانش¬نامه ایرانیکا: دانش¬نامه¬ای تخصصی است درباره تاریخ و فرهنگ ایرانی به زبان انگلیسی. طرح تدوین آن از سال 1972 آغاز و مجلدات آن به سرپرستی احسان یار شاطر در نیویورک منتشر شده است. مقاله¬های آن درباره موضوع¬های وسیعی همچون شرح حال شخصیت¬های تاریخی، مناطق مهم جغرافیایی، موضوع¬های سیاسی، اجتماعی، مذهب، زبان و فرهنگ همسایگان ایران مانند فرهنگ ترک، ایرانی و هند ـ ایرانی است. مخاطبان این دانش¬نامه، پژوهشگران، متخصصان و دانشجویان رشته های ایران¬شناسی و پژوهش¬های وابسته هستند.
مولفان این دانش¬نامه، ایران¬شناسان در سراسر جهان، به ویژه متخصصان و مؤلفان ایرانی ميباشند. در مقاله¬های این دانش¬نامه، علاوه بر جمع¬آوری اطلاعات موجود، اغلب نتیجه¬ی تحقیقات تازه مولفان مطرح شده است، از این رو، برخی مقاله¬های آن برای اولین بار به صورت مدون نوشته شده¬اند.
در دانش¬نامه نگاری چه نکاتی را باید رعایت کرد؟
* بیان دایرۀالمعارف بیانی است فشرده بر پایه منابع معتبر، بنابراین همه جمله¬ها باید موجز و مستند باشد، این همان تفاوت بنیادین مقالات دایرۀالمعارف با دیگر مقالات است.
هیچ مطلبی، بدون استناد به منابع و مآخذ معتبر، نقل نمی¬شود.
منابع و مآخذ مورد استناد، باید از اصالت برخوردار باشند. ملاک مستند بودن و اصالت، علمی بودن، قوام منطقی، مقبولیت نزد ارباب علم و فن و درجه اول بودن منابع است. ملاک درجه اول بودن، قرابت تاریخی آن با واقعه است. نویسنده باید خود از اصل منبع استفاده کند و حتی¬المقدور از استناد به منابع واسطه خودداری نماید، مگر در مواردی که عادتاً ممکن نیست.
عقاید و سلیقه¬های شخصی و جانب¬دارانه در دانشنامه راه نمی¬یابد و آرای صاحبنظران با کمال بیطرفی نقل می¬شود.
هرگاه عقیده نویسنده در شمار آرای عالمانه جایگاهی داشته باشد، هم رديف آنها نقل می¬شود. اصولاً در دانش نامه بنا نیست که سلیقه¬ای بر سلیقه¬های دیگر چیره شود. با این حال، بدیهی است که در دفاع از اصول و آرمان¬های مقدس و خدشه¬ناپذیر، کمترین تسامحی روا نخواهد بود.
هر مقاله دانش¬نامه، مشتمل بر همه¬ی مطالب کلیدی و اساسی در موضوع مربوط به خود است، به گونه¬ای که خواننده را از دیگر منابع اصلی و فرعی در آن موضوع، از حیث مطالب کلیدی بی¬نیاز سازد.
در دانش¬نامه هرگز به مشهورات و مقبولات متعارف اکتفا نمی¬شود و ملاک پذیرفته شدن هر مطلب، صرفاً علمی و مستند بودن آن است.
مقاله دانش¬نامه¬ای، تنها گنجایش مطالب مهم و کلیدی در باب موضوع خویش را دارد و از هر گونه حاشیه¬پردازی و ورود به اطراف و جوانب بحث باید پرهیز شود، اگرچه مطالب حاشیه¬ای در جای خود، متقن و علمی باشند.
هر مقاله دارای چارچوب و قلمروی ویژه است و باید در چارچوب تعیین شده به نگارش درآید. این چارچوب به گونه¬ای طراحی شده که تا حد امکان، پیش از بروز تداخل و تکرار در مقاله¬های هم افق پرهیز گردد و هیچ نکته¬ای از یک بار در مجموعه دانش¬نامه به طور مبسوط آورده نشود. در موارد نیازمند، اشاره به مطالب هم مضمون، از «ارجاع» استفاده می¬شود.
با نقل مستقیم مطالب دیگران، دو آفت بزرگ در دانش¬نامه راه می¬یابد: یکی درازنویسی و دیگری چندگونگی قلم. برای پرهیز از این دو آفت در دانش¬نامه، بنا بر آن است که عین مطالب دیگران، اعم از نشر و نظم، آورده نشود و به ذکر عصاره¬ی مطالب اکتفا گردد. حتی در آیات و روایات نیز جز در موارد ضرورت و بایسته، از نقل مستقیم پرهیز می¬شود. تنها مورد استثنایی این قاعده، جایی است که نقل عین مطلب، در انتقال مراد، نقش کلیدی و بی¬بدیل داشته باشد. در این صورت، نقل قول¬های مستقیم باید در درون دو کمانک « » قرار داده شود.
رعایت نظم منطقی در دو محور طولی و عرضی، از مختصات اصلی هر مقاله دانش¬نامه¬ای است. نظم منطقی در محور طولی، آن گاه نمود می¬یابد که تسلسل مطالب، تابع طرحی منسجم باشد و هر مطلب با مبحث پس و پیش، ارتباطی روشن و مقبول داشته باشد. در محور عرضی، باید مطالب مندرج در هر سرفصل واحد، با رعایت قواعد پاراگراف¬بندی، چنان سامان یابند که هم تعداد جمله¬های هر پاراگراف و هم تسلسل پاراگراف¬ها، در خدمت انتقال پیام اصلی و آن گاه پیام¬های فرعی آن سرفصل، به ترتیب اولویت باشد.
نثر مقاله¬ها باید ساده، کوتاه، روان، شفاف و در عین حال باید به دور از هرگونه ضعف نگارشی باشد، به گونه¬ای که هم مورد پذیرش محققان باشد و هم برای عموم اهل دانش مفید باشد. هرگونه اطناب یا پیچیده نویسی، مقاله را از این موهبت محروم می¬کند.
رعایت دقت و بلکه وسواس علمی در استخراج، نقل، برداشت و ترجمه مطالب تا حدی که کاربران اطمینان یابند هیچ گونه ایرادی از این جنبه بر مقاله¬ها وارد نیست و می¬توانند مطالب آن را کاملاً مستند و معتبر قلمداد کنند.
رعایت قواعد پذیرفته شده¬ی مکتوب یا عرضی در قلمرو دستور زبان، لغت، معانی و بیان و ساختاربندی.
نویسنده اطلاعات کامل کتاب شناختی منابع مورد استفاده در مقاله را در پایان مقاله خواهد آورد.
هر واژه¬ای که برای درست خوانده شدن، نیازمند اعراب است، تا حد رفع ضرورت، اعراب¬گذاری شود.
ذکر معادل میلادی برای تاریخ¬های شمسی ضرورت ندارد.
ذکر معادل هجری قمری برای تاریخ¬های شمسی، اگر ضرورت محتوایی ایجاب کند، بعد از تاریخ شمسی می¬آید.
در مواردی که شخص به لقب یا کنیه¬ای مشهور و معروف است، مانند علامه طباطبایی، ابن سینا، ملاصدرا، خواجه نصیر و ... به همان شکل معروف می¬آید.
به کارگیری اطلاعات و واژگان کلیدی مخصوص در هر علم، به گونه¬ای که هر مقاله رنگ و بوی تخصصی ویژه¬ی خود را داشته باشد و در عین حال، سادگی و روانی نثر آن حفظ شود.
در مقاله دانش¬نامه، باید از ارزش داوری¬های بیمآخذ و بی¬دلیل و اظهار نظرهای تعصب¬آمیز، پرهیز و علاوه بر آن، گرایش¬های متعصبانه¬ی منابع تعديل و احياناً برداشتها و داوريهاي مغرضانه نقد و افشا شود. ثناگويي و مديحه پردازي با عبارات و القاب قالبي نيز مجاز نيست.
زبان مطلوب دانش¬نامه شامل ویژگی¬های زیر است:
1ـ ساده، شفاف و بی¬تکلف.
2ـ تعبیرهای مجازی و کنایی در آن کمتر به کار می رود.
3ـ تعابیر شاعرانه، جز در موردی که خصلت مدخل استفاده از آن را اجازه دهد، در آن به کار نمی¬رود.
4ـ بار عاطفی تعبیرات در آن به حداقل می¬رسد.
5- در آن، از اصطلاحات رايج و پذيرفته شده و رسميت يافته در هر رشته اي استفاده شود.
6- از كاربرد «برساختههاي» فردي كه در مراكز و مراجع علمي و دانشگاهي پذيرفته نشده است، جداً پرهيز شود.
7 ـ سبک اداری در آن به کار نمی¬رود.
8 ـ از کاربرد الفاظ و عبارات رکیک و مستهجن مطلقاً خودداری ¬شود.
منابع:
1ـ مقدسی، مهناز، دانش¬نامه¬های ایرانی ـ از ایران
چه میدانم/55، تهران، دفتر پژوهش¬های فرهنگی،
چاپ اول،1384.
2ـ سمیعی گیلانی، احمد، نگارش و ویرایش، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه¬ها (سمت)،چاپ پنجم، 1383.
3ـ راهنمای نویسندگان دانش¬نامه امام خمینی، پاییز 1381.