سپيده دمان تاريخ گرگان زمين (استان گلستان)، زماني سر زد كه خورشيد تابناك فرهنگ و تمدن بشري، در ايران درخشش خود را آغاز نموده بود. مطابق با پژوهش هاي صورت گرفته اين سرزمين همچون ديگر نقاط ايران پهناور داراي پيشينه و قدمتي كهن است. تلاش فراوان باستان شناسان ايراني و خارجي و اشيا كشف شده در جاي جاي سرزمين گرگان و دشت، نشانگر هويت كهن و باستاني اين ديار است. قديمي ترين مكان تاريخي كه آثاري از زندگي انسان اوليه در آن پيدا شد، غار كيارام در روستاي ترنگ بخش گاليكش واقع در شهرستان مينودشت است (اهالي محل به آن وسط دُل دُل مي گويند). در سال 1342 ﻫ . ش پروفسور چارلز مك بورني از دانشگاه كمبريج انگلستان به كاوش در آن پرداخت. اين پژوهشگر عمر غار را حدوداً يكصدهزار سال قبل از ميلاد و متعلق به دوره پارينه سنگي ميانه برآورد كرد. علاوه بر اين، در ميان صدها تپه باستاني موجود در گوشه و كنار استان گلستان، فقط بر روي برخي از آنها مطالعه و كاوش صورت گرفته كه عبارتند از :
تورنگ تپه : اين تپه باستاني در شمال شرق شهر گرگان و به فاصله 17 كيلومتري آن قرار دارد. طبق كاوشها و اظهار نظرهاي صورت گرفته، قدمت آن بين 5000 تا 7000 سال قبل از ميلاد برآورد مي شود. پيشرفت فرهنگ تورنگ تپه را مي توان در آثار كشف شده از آن، در بسياري از موزه هاي داخلي و خارجي از جمله موزه گرگان و ايران باستان تهران ديد. بر اساس مطالعات دياكونف نويسنده كتاب «تاريخ ماد»، ساكنان اين تپه با اهالي آسياي ميانه ارتباط داشته اند.
آق تپه : واقع در 15 كيلومتري شمال شرق شهر گنبد است و متعلق به حدود 7000 سال قبل (دوره نوسنگي) است كه توسط دكتر صادق ملك شهميرزادي و جبرئيل نوكنده مورد كاوش قرار گرفته است. علاوه بر اين تپهها، كاوش در نرگستپه گرگان و گمانه زني در تپه پوكردوال از تاريخ باستاني اين ديار خبر مي دهد. با سرازير شدن موج عظيم مهاجرت آرياييها، گرگان زمين به صورت يكي از كانون هاي تجمع مهاجران سوار بر اسب در آمده و پارتيان در آن و ديگر نواحي كه پََرثَوهَ ناميده مي شد، اسكان يافتند.
سرزمين گرگان (استان گلستان) داراي وسعتي معادل 7 /20460 كيلومتر مربع است. «اوستا» كتاب مقدس ايرانيان، وَهَركان را نهمين سرزمين از مملكت شانزده گانه اي مي داند كه اهورا مزدا آفريد. محدوده اين سرزمين در جنوب، كوههاي بلند البرز، غرب، شهر باستاني تميشه واقع در شهرستان كردكوي كه آن را از تبرستان(مازندران) جدا مي كرد، از شرق هم اين سرزمين متصل به خراسان بزرگ بود، ولي به قول لسترنج محقق انگليسي ايالتي مستقل بود. از شمال هم اين سرزمين به دشت هاي باز وسيع منتهي ميشد كه بعدها قرارداد آخال كه با كشور روسيه تزاري منعقد شد مرزهاي آن را محدود ساخت. شكوه و عظمت تاريخي استان گلستان را بايد در تاريخ شهرهاي تميشه: جرجان، استرآباد و آبسكون جستجو نمود.
تميشه: اگر چه هم اكنون چيزي از اين شهر كهن باقي نمانده است، اما ديوار و خندق آن بسيار معروف است. قدمت تميشه را بعضي به دوران خسرو انوشيروان ساساني و برخي هم چون ابن اسفنديار، بناي آن را به فريدون منتسب ميكنند. اين شهر با تهاجم مغولان نابود شد. ديوار عظيم تميشه از دامنه رشته كوه البرز واقع در جنوب روستاي سركلاته خرابشهر شروع و تا درياي مازندران ادامه دارد. عرض اين ديوار در بعضي از نقاط به 2 تا 5/2 متر مي رسد.
جرجان: ( گنبد) شهري بود آباد با سفالينه هاي بسيار مشهور كه بعد از دفن يحيي بن زيد، جايگاه مذهبي و معنوي نيز پيدا كرد. اين شهر در دوران حكومت آل زيار به اوج شوكت و عظمت خود رسيد، بناي با شكوه قابوس بن وشمگير كه يكي از بينظيرترين يادمان برجسته معماري ايراني است، در همين شهر قرار دارد. متأسفانه اين شهر با هجوم مغولان آسيب فراوان ديد .
استر آباد: (گرگان) لسترنج در كتاب «سرزمين هاي خلافت شرقي» مي نويسد: دومين شهر ايالت گرگان؛ استرآباد، نزديك مرزهاي مازندران است كه مَقدسي در قرن چهارم آن را شهري خوش آب و هواتر از گرگان (جرجان) دانست. در زمان او، دژ آن جا خراب گرديد، زيرا آل بويه در ضمن جنگهايي كه با آل زيار كردند، تمام اين بلاد را خراب نمودند .
علي اكبر دهخدا، استرآباد را وسيع تر از يك شهر مي داند و درباره اوضاع طبيعي آن مي نويسد: از شمال محدود است به رود اترك و از شرق به خراسان و از جنوب، شاهكوه آن را از شاهرود و بسطام جدا مي كند و از طرف مغرب، حد بين استراباد و مازندران طبيعي نيست و از كوههاي هزار جريب شروع شده، به كردمحله در كنار خليج استراباد و در مقابل دماغه ميانكاله ختم مي شود. وي اضافه مي كند: مركز حكومت استر اباد شهر استراباد است كه اسم قديمي آن استرك بود و بعدها كم كم استراباد شد. اين منطقه دقيقاً منطبق بر هيركان باستاني است. زنده ياد مسيح الله ذبيحي محقق گرگاني درباره نام گرگان و هيركان مي نويسد: گرگان در اوستا به صورت هركانه و در كتيبه داريوش كبير و بيستون وركانه و در كتب پهلوي وركان و گوركان ضبط شده و يونانيان آن را هيركاني مي گفتند و مُعَرب آن جرجان است. جغرافي نويسان قديم، سرزمين گرگان را از شهري به نام زاد راكرت نام برده اند كه جمعي از محققان آن را با استراباد تطبيق داده اند.
آبسكون: جزيره اي در درياي مازندران بود كه امروز ديگر وجود خارجي ندارد، اگر چه برخي معتقدند آشوراده فعلي، بقاياي همان جزيره است. آبسكون مكاني بود كه بعد از تهاجم مغولان، سلطان محمد خوارزم شاه در آن پناه جست و همان جا دار فاني را وداع كرد. اين مكان يكي از بندرگاه هاي مهم در تجارت منطقه استرآباد و سرزمين اطراف درياي مازندران بود.
هيركان: در ايرا ن قبل از اسلام، سرزمين گرگان داراي اهميت بسيار بود. بسياري از محققاني كه به تاريخ ايران باستان پرداخته اند، تحت نام هيركان از آن ياد كردند. در دوره هخامنشيان، اين سرزمين از جمله ساتراپهايي بود كه اسمي از آن در كتيبه بيستون آمده است. بعدها پارتيان مقاومت خود را در برابر دولت سلوكيان كه جانشينان اسكندر بودند، در همين حدود شروع كردند. اهميت اقتصادي و اجتماعي منطقه باعث ميشد تا اين ناحيه همواره مورد تهاجم اقوام بيابان گرد از جمله هياطله از سمت شمال قرار بگيرد، از اين رو ديوار تاريخي بزرگ گرگان به مسافت 200 كيلومتر از گميشان در شرق درياي خزر تا ارتفاعات نيلي كوه در جنگل گلستان ساخته شد. گويند مهرداد دوم و به روايتي خسرو انوشيروان پادشاه ساساني دستور ساخت آن را داد. اين ديوار هم اكنون به نام هاي مختلف چون سد انوشيروان ، سد اسكندر ، سد فيروز ، قزل آلان ، قزلآلانگ مشهور است و بقاياي آن را در ميان دشت هاي سر سبز و كوههاي قسمت شرق استان مي توان ديد.
با ورود اعراب مسلمان در سال 21 هجري، گرگان زمين، فتح گرديد. در طول سال هاي حكومت امويان، سرزمين گرگان كانوني براي پناه جويان علوي گرديد. گويند يحيي بن زيد بعد از شهادت پدر به اين منطقه آمد و توسط حاكم اموي خراسان (نصر بن سيار) به شهادت رسيد و در گنبد مدفون شد.
در عصر عباسيان ( هارون الرشيد ) قيام سرخ جامگان در گرگان واقع شد. اهميت منطقه و فعاليت دولت علويان باعث گرديد تا پاي سرداراني چون يعقوب ليث صفاري هم به آن باز شود، اما مهم ترين سلسله اي كه توانست قدرتي در اين استان به هم بزند و دولت خود را در آن تشكيل دهد، دولت آل زيار است. ايجاد محيطي امن براي جذب انديشمندان و دانشمندان (چنانچه در اين دوران ابوعلي سينا و ابوريحان بيروني به جرجان آمدند). تأسيس برج قابوس و نگارش كتاب ارزشمند قابوس نامه با پندهاي حكيمانه، ميراث بزرگ اين خاندان است. وجود دولت هاي محلي و اهميت منطقه باعث گرديد تا سلاطيني چون محمود غزنوي براي رسيدن به اهداف خود به گرگان بيايند. اما تهاجم مغولان پاياني بر آن همه شكوه و عظمت بود، چنانچه شهرهاي جرجان و تميشه كاملاً تخريب شدند و آبسكون هم كه پناهگاه سلطان خوارزمشاهي شد، نتوانست پايگاه مقاومتي در برابر آنان گردد. اين تهاجمات با يورش تيمور گوركان ادامه يافت، تا اين كه با برقراري دولت صفويان، ثبات و امنيت هم در استراباد برقرار گرديد و با توجه به نگرش صفويان استراباد، «دارالمومنين» لقب گرفت. جاده شاه عباسي و پل آق قلا دو اثر مهم برجاي مانده از اين دوران است.
كوچ ايل قدرتمند قاجار و اسكان آنها در شمال شهر استراباد باعث گرديد كه در اثر تكاپوهاي ايل براي كسب قدرت، اين منطقه كانون توجهات و تحولات قرار بگيرد. بعد از مرگ كريم خان زند، آقا محمد خان قاجار فرزند محمد حسن خان كه سال ها در شيراز گروگان بود، تكاپوي خود را براي دستيابي به قدرت از اين نواحي آغاز كرد و سرانجام هم توانست با تأسيس سلسله قاجار، «خواجه تاجدار» ايران گردد .
توجه دولت روسيه تزاري به ايران باعث گرديد ايالت استراباد يكي از كانون هاي فعاليت روسها در ايران قرار گيرد. آنها جزيره آشوراده را اشغال كرده و كنسولگري خود را در شهر استراباد فعال نمايند، روسها همچنين از طريق بندرگز به روابط تجاري با ايران پرداختند. ايالت استراباد يكي از كانونهاي نهضت مشروطه خواهي بود و رهبري مشروطه خواهان در استراباد بر عهده شيخ محمدحسين مقصودلو استرابادي بود كه بعدها به نمايندگي استراباد در مجلس شوراي ملي انتخاب شد. در جريان تحولات اجتماعي دوران معاصر از جمله جنبش مشروطيت، مردم استراباد داراي نقش ارزنده و مهمي بودند.
سرزمين گرگان در سال 1316 به همراه تهران، مازندران، قم و سمنان استان دوم كشور را تشكيل دادند. گرگان تا سال 1376 جزيي از استان مازندران بود تا اينكه با تصويب لايحه دولت در مجلس پنجم شوراي اسلامي به استان مستقلي به نام «گلستان» تبديل شد.
اين منطقه زادگاه انسانهاي برجسته و حكيماني چون ميرداماد، مير سيد شريف جرجاني، ميرفندرسكي ، فخرالدين اسعد گرگاني ، ميرزا مهدي خان استرآبادي و ... بود.
« رحمت الله رجايي»
خرداد 1388