دانش نامه گلستان از همه محققین و پژوهشگران ارجمند جهت همکاری دعوت به عمل می آورد

اصول دانش نامه نويسي، توازن و تعادل مداخل در دانش نامه گلستان رعايت مي شود
 
علي بهراميان عضو هيأت علمي دايره المعارف بزرگ اسلامي
اصول دانش نامه نويسي، توازن و تعادل مداخل در دانش نامه گلستان رعايت مي شود

علي بهراميان عضو هيأت علمي و معاون بخش تاريخ دايره‌المعارف بزرگ اسلامي و عضو هيأت علمي و مدير ماوراء النهر و اسلام دانش نامه اسلام معاصر، يازدهم مرداد ماه سال جاري براي برگزاري سومين كارگاه آموزشي دانش‌نامه نويسي، ميهمان پژوهش گران و محققان دانش‌نامه گلستان بود و نكات قابل توجهي را در خصوص اصول تدوين دانش‌نامه متذكر شد. متن زير حاصل گفتگوي پايگاه اينترنتي مركز دانش‌نامه گلستان با علي بهراميان در حاشيه برگزاري اين كارگاه يك روزه است.


آقاي بهراميان، به عنوان اولين سوال بفرماييد كه اساساً تدوين يك دانش‌نامه‌ي تخصصي براي استان گلستان را چه قدر ضروري مي‌دانيد؟
به نظر من يكي از مهم‌ترين مناطق كشور كه بايد داراي دانش‌نامه باشد، همين منطقه‌اي است كه امروز «به نام گلستان» خوانده مي‌شود، چرا كه سرزمين جرجان و استرآباد تاريخ بسيار كهني را چه قبل و چه بعد از اسلام پشت سر گذاشته و در ادوار مختلف تاريخي هم اهميت خاص خود را داشته است. بايد به خاطر داشت كه اين منطقه همواره به عنوان معبر و گذر مورد توجه بوده و نقطه بسيار استراتژيكي محسوب شده و مي‌شود. استرآباد هم علماي بزرگي را در خود پرورده كه زندگي هركدام از آنها اين قابليت را دارد كه مورد توجه و واكاوي خاص قرار بگيرد، من فكر مي‌كنم مجموع اين موارد، ضرورت تدوين دانش‌نامه‌ي تخصصي براي استان را به خوبي نشان مي‌دهد.

 اين دانش‌نامه را از نظر كيفي در چه سطحي ديده ايد؟
دانش‌نامه‌ا‌ي كه در استان گلستان تدوين مي‌شود، كاملا تخصصي است و قالبي هم كه براي نگارش آن انتخاب شده، قالب بسيار خوبي است. اين دانش نامه با اين قالب كمك مي‌كند تا كساني كه به دنبال شناخت كامل مشاهير اين استان هستند، يا مثلا به دنبال آشنايي با فرهنگ عامه مردم در زمينه‌هاي مختلف هستند، قادر باشند به بهترين شكل از اين موضوعات مطلع شوند، اما نكته مهم در جريان تدوين هر دانش‌نامه اين است كه بايد مراقب بود در اين مسير از هدف اصلي خود دور نشود.

 چه عواملي موجب دور افتادن دانش‌نامه از هدف اصلي آن مي‌شود؟
به عنوان مثال، ذكر برخي موضوعات در دانش نامه كه بديهي و قطعي است، آوردن برخي جزئيات غيرضروري، تنها به طولاني شدن بحث مي‌انجامد و دانش نامه را از هدف اصلي آن دور مي كند.

مثلاً چه جزئياتي؟
به عنوان مثال، ضرورتي ندارد كه جزئيات فلان روستاي دور افتاده استان كه اساسا راجع به آن چيزي هم نمي‌شود نوشت را وارد دانش نامه كنيم و چنانچه اين كار صورت بگيرد، دانش نامه از هدف اصلي خود دور خواهد شد و به وادي ديگري خواهد افتاد كه شايد ديگر نتوان به آن دايره المعارف گفت، چون به هرحال دانش نامه‌نويسي داراي معناي مشخصي است و قرار است يكسري از اطلاعات را به صورت كاملاً دسته بندي شده به مخاطب ارائه دهد. به عنوان مثال، اگر قرار است يك مخاطب راجع به ميرداماد اطلاعاتي كسب كند، ممكن است اين اطلاعات را بتواند در هر لغت نامه يا دايره المعارفي پيدا كند، اما در دانش نامه گلستان كه يك دانش نامه تخصصي مربوط به اين منطقه است و ميرداماد هم عالم بزرگ اهل اين منطقه است، طبيعتاً اين گونه توقع مي‌رود كه مقاله ميرداماد آن خيلي بهتر از مثلاً لغت نامه دهخدا باشد. به خصوص كه اگر بخواهيم در همين جا مقايسه‌اي هم داشته باشيم، در لغت نامه صرفاً يكسري اطلاعات بدون هيچ نظم خاصي روي كاغذ ريخته شده، چون اساساً در تدوين لغت نامه، هدف ديگري مد نظر مؤلفان بود، ولي در مقابل، در دانش نامه‌نويسي اساساً اطلاعات بايد به صورت منظم و دسته‌بندي شده ارائه گردد. يكي ديگر از مواردي كه بايد در دانش‌نامه نويسي حتما مورد توجه قرار داد، ارائه بيشترين اطلاعات در كمترين ميزان كلمات است و اساساً تفاوت مقاله‌اي كه در دايره‌المعارف چاپ مي‌شود، با مقاله‌اي كه در يك مجله چاپ مي‌شود، در همين نكته است كه در يك مجله، محقق ممكن است مجال داشته باشد كه هر ميزان كه خواست بنويسد و به هر ترتيبي كه صلاح دانست با مقاله رفتار كند، اما در دايره‌المعارف چنين اجازه‌اي وجود ندارد و بايد بيشترين اطلاعات را در كمترين ميزان كلمات به خواننده ارائه داد و نكته مهم‌تر اين‌كه: بايد در دانش‌نامه ماخذ درجه يك قابل استناد داشته باشد و نويسنده و محقق نمي‌تواند به هر منبعي كه صرفا مكتوب بود، ارجاع دهد.

دانش‌نامه‌ي گلستان تا چه ميزان توانسته است ويژگي‌ها و اصول اساسي دانش‌نامه نويسي را رعايت كند؟
تا آن جا كه اطلاع پيدا كرده‌ام، اين اصول دانش نامه نويسي به خوبي رعايت شده است. بيشتر دانش‌نامه‌هايي كه براي شهرها و استان‌هاي ديگر نوشته شده، بيش از آن كه دانش‌نامه باشد، فهرست اسامي مشاهير است. در حالي كه در دانش‌نامه گلستان، توازن و تعادل به خوبي رعايت مي‌شود. در اين كه به هر حال بيش از 50 درصد هر دانش‌نامه به شرح حال اشخاص مشهور آن منطقه اختصاص داشته باشد، در هر دانش‌نامه‌اي ممكن است اتفاق بيفتد، ولي آنچه كه در اين دانش‌نامه توجه مرا به خود جلب كرد، توازن و تعادلي بود كه بين اعلام جغرافيايي و اعلام اشخاص و مردم‌شناسي منطقه و اطلاعات جغرافيايي آن برقرار شده است. اگرچه اجتناب‌ناپذير است كه درصد بالايي از دايره ‌المعارف‌ها به ذكر اسامي مشاهير اختصاص پيدا كند، اما اين موضوع نبايد موجب شود كه عناوين هم‌عرض آنها ديده نشود و اين مطلبي است كه در مورد دانش نامه‌هاي داخلي كه تاكنون ديده‌ام، مورد غفلت واقع شده، اما در دانش نامه گلستان اين اتفاق رخ نداده و اين خيلي خوب است. در دايره ‌المعارف بايد يك نسبت منطقي بين عناوين وجود داشته باشد و همه مداخل به يك ميزان مورد توجه قرار بگيرد. بازي‌هاي محلي، خوراك‌هاي محلي و از اين دست موضوعاتي كه در هر ماخذ ديگري به دست نمي‌آيد و فقط مردم همان محل راجع به آن اطلاعات دارند. واقعيت هم اين است آنچه كه دانش نامه را خاص‌تر و خواستني‌تر مي‌كند، پرداختن به همين مداخل است، چون در مورد مشاهير مي‌توان در دانش‌نامه‌هاي عمومي يا تخصصي مطالبي را پيدا كرد. البته نبايد از خاطر دور داشت كه هر دانش‌نامه وظيفه ديگري هم مي‌تواند داشته باشد و آن اين كه با افزودن مداخل جديد، راه جديدي در شناخت اين استان باز كند. ببينيد برخي مطالب هست كه همگان راجع به آن اطلاعات دارند، اما گاهي موضوعاتي هست كه بايد از دل تاريخ بيرون آورده شوند. مثلاً ممكن است مناطقي در اين استان وجود داشته باشد كه در طول تاريخ از بين رفته است و انسان‌هاي مشهوري هم باشند كه به آن مناطق منسوب بوده باشند، انسان‌هاي مشهوري كه در دل تاريخ گم شده‌اند، مانند هنرمندان، علما يا كتاب‌هايي كه در اين منطقه نوشته شده و در سرنوشت اين منطقه نقش تعيين كننده‌اي بازي كرده است. به طور كلي، خوب است كه دانش‌نامه عناويني را براي تحقيق برگزيند كه نوآوري‌هاي آن را افزايش دهد و اين نكته بسيار مهم است.

 فكر مي‌كنيد كدام مداخل بايد بيشتر مورد توجه دانش‌نامه گلستان قرار بگيرد؟
يكسري اطلاعات مانند عادات مردمي، آداب و رسوم سنتي، آداب مربوط به عروسي، عزاداري، مراسم محرم، بازي‌هاي منطقه‌اي و موضوعاتي از اين دست مي‌تواند يك ماخذ درجه اول براي بسياري از محققان ديگر باشد، چون اين موضوعات كمتر در جايي ثبت شده و احتياج به تحقيقات ميداني زيادي دارد. در صورتي كه موضوعات خاص اين استان در دانش‌نامه مورد توجه ويژه قرار گيرند، اين دانش‌نامه مأخذ واقع خواهد شد و همه آنچه كه در ذيل مقالات نوشته خواهد شد، براي ديگر محققان مأخذ قرار مي‌گيرد و اين خيلي مهم است، چرا كه شايد نتوان در كتاب‌هاي ديگر اين موضوعات را به اين ترتيب پيدا كرد.

 دانش‌نامه گلستان چندمين نمونه دانش‌نامه در كشور است؟
اطلاع دقيقي ندارم. ممكن است هم اكنون تعدادي در نقطه‌اي از كشور مشغول نوشتن دانش نامه باشند و من مطلع نباشم. در زمان حاضر، دانش‌نامه نويسي بيشتر از قبل مورد توجه واقع شده و رشته‌اي است كه تعداد زيادي را درگير خود كرده است كه همين امر جداي از فوايد ذاتي دانش نامه نويسي، فوايد غيرمترقبي را براي جامعه فرهنگي به دنبال دارد.

 مثلاً چه فايده هايي؟
ببينيد، دايره‌المعارف‌ها جداي از ارتقاي سطح اطلاعات جامعه و حفظ تاريخ يك منطقه، سودمندي‌هاي غيرمترقبي هم دارند كه از جمله مهم‌ترين آن، تربيت يك نسل خوش‌فكر است. دايره‌المعارف بزرگ اسلامي بنيان كار خود را بر نسلي از اساتيد پايه گذاشته بود كه آن اساتيد در شرايط ويژه‌اي تربيت شده بودند، به اين معنا كه آنها يا ريشه در حوزه داشتند يا در دانشگاه و يا در هر دو.آن اساتيد اگرچه دايره‌المعارف نويس به معناي خاص آن نبودند، اما همه آنها به اندازه كافي در همه زمينه‌ها تخصص داشتند. اساساً نحوه آموزش در كشور ما تا 60 سال قبل به نحوي بود كه افراد را در شاخه‌هاي مختلف علوم، صاحب اطلاع مي‌ساخت. مثلاً شما با يك طبيب روبه‌رو مي‌شديد و متوجه مي‌شديد كه ادبيات خوبي دارد، خط خوبي دارد، فلسفه و كلام مي‌داند. اينها از شيوه‌هاي تربيت در مكتب‌خانه‌هاي قديم نشأت مي گرفت. مكتب‌ خانه‌ها بر خلاف موسسات آموزشي و علمي امروز، افراد را چند بعدي تربيت مي‌كردند. امروزه ما آن شيوه‌ها را به هم زده‌ايم و در نتيجه انسان‌هاي صاحب‌ اطلاع و جامع‌الاطرافي تربيت نمي‌كنيم. در چنين شرايطي، دانش‌نامه‌ها مي‌توانند در كنار فعاليت ذاتي خود، به پرورش نيرو يعني كاري كه مؤسسات علمي ما انجام نمي‌دهند، بپردازند. ببينيد اساساً دولت‌ در هيچ كشوري نمي‌تواند متولي خوبي براي امور فرهنگي باشد و در كمتر جايي هم مي‌بينيم كه دولت متولي امور فرهنگي باشد و به همين دليل، تأكيد من اين است كه فعاليت‌هايي نظير دانش‌نامه نويسي بايد توسط مجموعه‌هاي غيردولتي صورت بگيرد. دانش‌نامه گلستان هم شايد با كمي تلاش در اين زمينه بتواند ملاك و الگوي بسيار خوبي براي ساير دانش‌نامه‌ها قرار بگيرد. فكر مي‌كنم همه مجموعه‌هايي كه در حال حاضر مشغول تدوين دانش‌نامه‌اي از فرهنگ منطقه خود هستند، بيش از اين كه صرفاً در فكر تدوين چند جلد كتاب باشند، مي‌توانند به پرورش، آموزش و تربيت نسل جوان در منطقه خود بينديشند تا اين نسل در جريان تدوين دانش‌نامه به انسان‌هايي جامع‌الاطراف تبديل شوند و بتوانند خوب تحقيق كنند، خوب بنويسند و خوب فكر كنند. گمان مي‌كنم اگر دانش‌نامه پايه كار خود را بر اين بگذارد كه از نيروهاي جوان اين منطقه استفاده كند، مي‌تواند بعد از چند سال نسل، فرهنگي آبديده داشته باشد و اين اتفاق از خود دانش‌نامه نويسي مهم‌تر است. ممكن است كه استفاده از نيروهاي جوان، زمان زيادي ببرد و يا هزينه زيادي بردارد، اما يقيناً تحول فرهنگي كه در نسل بعدي ايجاد مي‌شود، ارزش اين هزينه‌ها را خواهد داشت.    

   
تاریخ ارسال : ۱۳۸۸/۵/۲۵
فرستنده :
 
 

ارسال نظر :

نام و نام خانوادگی:

پست الكترونيك :

نظر ارسالی :

               
 
 
 
 
 
 
 
   
نام كاربري : 
كلمه عبور : 
 
 

 
   
   
 
کلیه حقوق این نرم افزار متعلق به مؤسسه فرهنگی میرداماد می باشد. - © 1388 , 2009