دانش نامه گلستان از همه محققین و پژوهشگران ارجمند جهت همکاری دعوت به عمل می آورد

موري براي دكتر جمشيد قائمي
 
پژوهش‌گر سرزمين‌هاي گرگان و مازندران درگذشت
موري براي دكتر جمشيد قائمي

پژوهش‌گر سرزمين‌هاي گرگان و مازندران درگذشت

موري براي دكتر جمشيد قائمي*
1-صبح روز جمعه، تلفن مرا مي‌خواند و صدايي گرفته و با حزن و اندوه، خبر را مي‌دهد: «دكتر جشميد قائمي درگذشت». دوست عزيزم آقاي رائيجي از كتابخانه فرهنگ بالاجاده، مرا از اين واقعه‌ي تلخ آگاه مي‌سازد. او شعر رودكي، در مرگ شهيد بلخي را مي‌‌خواند كه:
از شماره دو چشم يك تن كم
وز شمار خرد هـــــزاران بيش

دقايقي بعد كريم‌الله زنگ مي‌زند. گوشي را كه برمي‌دارم، هيچ‌كدام نمي‌توانيم صحبت كنيم. بغض مي‌تركد و گريه جايگزين كلمات مي‌گردد، كريم‌الله نمي‌تواند صحبت كند. همسرش گوشي را بر مي‌دارد و خبر را مي‌دهد، تنها وسيله‌ي آرامش حقانيت مرگ و قطرات اشكي است كه ريخته مي‌شود، محمود اخوان مهدوي پژوهش‌گر گرگاني، آقاي جعفريان از مؤسسه پژوهش‌هاي تاريخي و فرهنگ مازندران، مجتبي حسيني از محيط زيست و ... هر يك زنگ مي‌زنند. همه مي‌دانيم چه گوهري را از دست داده‌ايم، كريم‌الله اگرچه داغ برادر ديده است، ولي آقا جمشيد، همپاي او در تحقيقات بوده است. در تدوين كتاب سورم‌سرا، جمع‌آوري واژگان تبري و ... و ما هم دوستي دانشمند و محققي پرتلاش در پژوهش‌هاي تاريخي را از دست داده‌ايم. از همان ابتدا كه از او براي گردآوري دانش‌نامه گلستان دعوت به همكاري كردم، با گشاده‌رويي و بسيار گرم استقبال كرد و جانانه به ما كمك نمود كه حاصل آن، نه مقاله ارزشمند است.
همين چند وقت پيش يك نسخه از كتاب «سردار رفيع يانه‌سري» را به من اهدا كرد. بعد از خواندن كتاب، با خودش تماس گرفتم و ضمن عرض تبريك به مناسبت انتشار كتاب، مطلبي را گفتم. قرار بود معرفي و نقد كتاب سردار رفيع را در مؤسسه فرهنگي ميرداماد برگزار كنيم، خودش مي‌گفت: نمي‌خواهد، ولي من مصمم به برگزاري آن بودم، اما ...!
كتاب «گلستانه» را كه يك مقاله‌ي آن از دكتر جمشيد قائمي است، هنوز توزيع نكرده‌ايم، قرار است مراسم رونمايي داشته باشيم. به او گفتم به موقع دعوتت مي‌كنم، ولي حالا نمي‌دانم چگونه جاي خالي او را در اين مراسم پر كنيم!
براي نوشتن چند مقاله ديگر در دانش‌نامه گلستان هم با ايشان تماس گرفتم، فقط گفت: مريضم، ولي با همان علاقه اوليه گفت: حالم كه خوب شد، حتماً مي‌نويسم و بعد از آن تماس، ديگر نمي‌توانست صحبت كند و سرانجام روز جمعه، آن خبر تلخ.
2. عصر شنبه بالاجاده حال و هواي ديگري دارد. خيابان فرهنگ، منتظر مردي است كه عشق به اين آب و خاك داشت. حاصل كارش هم كتاب ارزشمند «سورم‌سرا» است كه با تلاش آقايان كريم‌ا... و جمشيد قائمي گردآوري شد. مونوگرافي منحصر به فرد درباره يك روستا كه تاكنون حداقل درباره هيچ يك از روستاهاي استان نوشته نشده است.
بالاجاده افسرده و غمگين است، چرا كه او با مردي وداع مي‌كند كه بهترين معرف آن در محافل علمي و آكادميك ايران بوده است.
حضور بسياري از اهالي علم و فرهنگ استان، اداي احترامي به زحمات و تلاش مردي است كه تمام زندگي‌اش، مجاهدت و كوشش علمي بود. جمعيت كثيري از مردم بالاجاده و اهل فرهنگ استان، پيكر تاريخ‌نگار منطقه را تا جايگاه ابدي همراهي مي كنند. بعد از بردن او به منزلش، همان جايي كه عصري با او صحبت كردم، همگي
لا‌اله‌الا‌الله گويان روانه گورستان مي‌شويم. كوچه پس كوچه‌هاي بالاجاده خاطرات زيادي از او دارد و در همين كوچه‌ها بود كه او ادبيات عاميانه اين روستا را جمع‌آوري كرد. صداي «موري» زني به گوش مي‌رسد عين همان جملاتي كه جمشيد در سورم‌سرا نوشت:
م قشنگه برار رار ور هدا  آخ تِ خاخر بميره توسته
چو خاشتن دره هكاردي جدا آخ تِ خاخر بميره توسته
مگه كس دگه ج بوي آشنا آخ تِ خاخر بميره توسته
صوي و نماشان زمبه تره صدا  آخ تِ خاخر بميره توسته
بسوزه روزگار پير و ما  آخ تِ خاخر بميره توسته
دنگو به جدايي ام ميانا  آخ تِ خاخر بميره توسته
چي شي و تن درد نوييه دوا آخ تِ خاخر بميره توسته
شو و روز بزومي اي خدا خدا آخ تِ خاخر بميره توسته
به هنگامي عبور جمعيت، مردي از بلندگو چاوشي مي خواند. جمشيد در كتاب سورم سرا نوشته بود «خواندن چاوشي به هنگام رفتن و آمدن مسافر انجام مي‌شود» و اشاره نكرده بود به هنگام مرگ هم آن را مي‌خوانند، ولي من صداي چاوشي را در تشييع جنازه شنيدم. شايد بالاجاده اي ها قصد داشتند مسافر خود را كه بازگشتي ندارد، اين‌گونه راهي سفر هميشگي كنند.
3. صبح روز يكشنبه حسينه اعظم بالا جاده پر از جمعيتي است كه به احترام تاريخ نگار خود گردهم آمدند تا سومين روز مراسم درگذشت وي را گرامي بدارند همه برادران، بستگان، دوستان و فاميلها هستند، قاري قرآن مي‌خواند،در وسط گلايول‌هاي سفيد عكس زنده ياد قائمي قرار گرفته است. يكي از اساتيد دانشگاه آزاد شهر ري پشت تريبون مي‌رود و از تلاشهاي علمي استاد در راه‌اندازي انجمن علمي تاريخ، نشريه دانشگاه به نام «مسكويه» جستجو در لابه‌لاي اسناد و مقالات منتشره سخن مي‌گويد، من كاملا با پژوهش‌ها و مقالات او آشنا هستم، بسياري از آنها را دارم، همين امروز قبل از رفتن به مراسم، دست نوشته‌هايش را جمع آوري كردم، از پشت تريبون پيام تسليت مؤسسه ميرداماد و مركز دانش‌نامه گلستان خوانده مي‌شود. 
4. جمشيد قائمي از پژوهش‌گران پرتلاش تاريخ و فرهنگ ايران بود. حوزه كاري او بيشتر نواحي شمالي ايران، به ويژه استان‌هاي مازندران و گرگان بود. تاكنون دو كتاب از ايشان با نام «فرمانروايان مازندران» و «سردار رفيع يانه‌سري» منتشر شده است. جمشيد قائمي همچنين در تدوين مجموعه‌ي ارزشمند واژگان زبان تبري(5 جلد)، زبانزدها و ضرب‌المثل‌هاي مازندراني، فرهنگ بزرگ تبري (جلد اول) همكاري و مشاركت داشته است. تصحيح نسخه خطي «روزنامه مازندران» و نگارش مقالات متعدد در مجلات علمي كشور از ميراث ارزشمند اوست.
جمشيد قائمي در اوج پختگي علمي درگذشت و در صورت ادامه‌ي عمر، مي‌توانست خالق آثار بسياري باشد و رازهاي تاريخي سرزمين گرگان و مازندران را بگشايد. آخرين كتاب او درباره‌ي، يكي از خاندان‌هاي حكومت‌گر ايالت استراباد (سردار رفيع) است كه آنها را به زبان علمي معرفي مي‌كند، خانداني كه به رغم حضور مؤثر در تحولات استراباد، تاكنون ناشناخته مانده است.
جمشيد قائمي متولد سال 1339 روستاي بالاجاده شهرستان كردكوي بود. او در سال 1370 مدرك كارشناسي و در سال 1374 مدرك كارشناسي ارشد و در سال 1386 موفق به كسب مدرك دكترا از دانشگاه آزاد شد. دكتر جمشيد قائمي در سال 1377 به عضويت هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد شهر ري درآمد.
عشق به زادگاه و سرزمين مادري باعث شده بود تا قائمي به همه‌ي كساني كه بخواهند درباره سرزمين گرگان تحقيق و پژوهش بكنند، كمك نمايد. قائمي از پژوهش‌گران روش‌مند مركز دانش‌نامه گلستان بود و اين مركز را در تدوين دانش‌نامه كمك مي‌كرد و مقالات مختلفي از او بر روي سايت دانش‌نامه قرار گرفته است.
 يادش گرامي وخدايش بيامرزد ...

16/4/89
رحمت الله رجايي
مدير مركز دانش نامه گلستان

* موري، واكنش طبيعي زنان به هنگام فوت نزديكان، دوستان و ... است و نشان‌دهنده‌ي استعداد ذاتي فرد مويه كننده در سرايش شعر مي‌باشد كه في‌البداهه و در ميان جمع زنان و مردان با صداي بلند و با اندوهي تمام به سرايش مي‌پردازد. اشعار مويه شرح دلاوري، شادي، وفاداري، صداقت، دوستي، هجران، تلخ‌كامي و ... مرحوم مي‌باشد. اشعار مويه كه با آهنگ و حزن خاصي از نهاد مويه كننده برمي‌آيد، آن‌چنان سوزناك و غم‌بار است كه بر هر شنونده‌اي تأثير مي‌گذارد و به گريه وامي‌دارد. (سورم‌سرا، ص 429) 

   
تاریخ ارسال : ۱۳۸۹/۵/۲۶
فرستنده :
 
 

نظرات ارسالی : 1 مورد
 

ارسال از [شاگرد دکتر] در تاریخ [۱۳۸۹/۴/۱۷ ] :

 

من تو را باز کجا خواهم یافت - جز در اندیشه خویش - وبه جز قصه هجران وشکیب - چیست افسانه عمر روحت شاد ای مرد خاکی وفروتن

 

 
 
ارسال نظر :

نام و نام خانوادگی:

پست الكترونيك :

نظر ارسالی :

               
 
 
 
 
 
 
 
   
نام كاربري : 
كلمه عبور : 
 
 

 
   
   
 
کلیه حقوق این نرم افزار متعلق به مؤسسه فرهنگی میرداماد می باشد. - © 1388 , 2009