اشاره: «حسن انوشه» سرپرست دانشنامه بزرگ ادب فارسي، چندي پيش براي دومينبار از مركز دانشنامه گلستان بازديد و با مؤلفان و نويسندگان آن گفتگو كرد. وي معتقد است، پيشرفت دانشنامه گلستان در فاصله بين دو ديدار او از اين مجموعه بسيار خوب بوده است. وي بر اين باور است كه نيروهاي اين دانشنامه اكنون آنقدر به كار مسلط شدهاند كه حتي بايد در مشورت خواستن از اساتيد، هم آتش بس بدهند و هرچه زودتر خود را براي چاپ اين مجموعه آماده كنند. گفتوگو با وي را بخوانيد
- جناب استاد انوشه، شما براي دومين بار است كه به مركز دانشنامه گلستان سر ميزنيد، آيا در روند و شيوه كار مؤلفين اين دانشنامه، نسبت به گذشته تفاوتي را احساس ميكنيد؟
- كاملاً! بار اول كه با دوستان برخورد كردم متوجه شدم كه در شيوه انتخاب راه و كيفيت انجام كار سردرگميهايي دارند اما اين بار ديدم كه اين مجموعه بسياري از راهها را پيموده و مشكلات را پشت سر گذاشته. در طول اين مدت نويسندگان و مديران دانشنامه بيكار نبودهاند، به نقاط مختلف از مشهد گرفته تا قم و تهران سفر كردهاند و با اهل فن حوزه دانشنامهنويسي به شور و مشورت نشستهاند. شخصاً در تهران دو يا سه بار با آقاي رجايي ملاقات كردم و متوجه شدم كه ايشان به دنبال آن است كه راه حلهاي مثبت و مفيد را براي تدوين اين دانشنامه پيدا كند و مجموعه اين تلاشها باعث شد كه امروز احساس كنم با آدمهاي تازهاي در دانشنامه گلستان برخورد كردهام. اين مجموعه امروز دانشنامه را به خوبي ميشناسد، شيوه نگارش آن را خوب ميداند، به روش صحيح كار آشناست و به خصوص در زمينه گزينش مدخل تبحر پيدا كردهاند به طوري كه مقدار زيادي از مطالبي را كه پيشتر گزينش كرده بودند كنار گذاشته و به آن اعتنايي ندارند.
- از نظر تخصص نيروها دانشنامه گلستان را در چه سطحي ديديد؟
- كساني كه من امروز با آنها برخورد كردم با گذشته بسيار متفاوت بودند و نظراتشان به مراتب بسيار و بهتر از اولين برخوردم با آنها بود. شناخت آنان از دانشنامه و شيوه صحيح دانشنامه نويسي كمتر از جاهاي ديگر نيست. اين در حالي است كه دوستان در اينجا با چشمهاي بسته كار را شروع كرده بودند اما امروز چشم بسيار باز و ديد بسيار وسيعي دارند.
- در مقام مقايسه با ديگر دانشنامههاي منطقهاي، دانشنامه گلستان را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
- من دانشنامههاي ديگر را كه مشابه گلستان در مناطق مختلف كشور تدوين شده ديدهام. دانشنامه كاشان، فارس و كتاب گيلان، كه اگرچه كارهاي شايان و قابل ستايشي بودهاند اما روش آنها با روش دانشنامهنويسي كاملاً فرق ميكند. يكي از اين دانشنامهها جلد سوم را مقدم بر جلد اول چاپ كرده است كه من معناي آن را اصلاً متوجه نشده و نميشوم، يا به عنوان مثال كتاب گيلان به شيوه قدما، موضوعي كار شده است. اما دانشنامه گلستان به شيوهاي كه امروز در جهان شناخته شده است كار ميشود، يعني به شيوه الفبايي كار شده و نه موضوعي. نويسندگان در اين دانشنامه ارجاعات را كاملا ذكر كردهاند و اين كارها را دائرهالمعارفهاي خيلي جدي انجام ميدهند.
- ويژگي منحصر به فرد و خاصي در دانشنامه گلستان ديدهايد؟
- در بيان ويژگي منحصر به فرد اين دانشنامه همين بس كه گلستاني است، يعني مثلا كاشاني و سيستاني نيست. تا آنجا كه من امروز مشاهده كردم، خوشبختانه مداخل كاملا مرتبط انتخاب شده و خروج از موضوع اتفاق نيفتاده است كه اين اتفاق خيلي خوبي است و همين سبب شده است كه مولفين اين دانشنامه اكنون راه هموارتري در پيش داشته باشند و از اين پس بسيار راحتتر فعاليتهاي خود را پيش ببرند. حتي من اعتقاد دارم كه مديران اين دانشنامه ديگر در مشورت خواستن از ديگران هم آتش بس بدهند. ديگر بس است! چون حالا به قدر كافي خودشان بر كار تسلط پيدا كردهاند و به سهولت ميتوانند تا انتها اين رسالت را به انجام برسانند.
- آيا به كار گرفتن نيروهاي جوانتر را در تدوين دانشنامه به صلاح ميدانيد؟
- يقيناً؛ من همين اين نكته را به دوستان دانشنامه متذكر شدم. اينجا محيط فرهنگي است كه بايد نيروهاي جوان تربيت شوند. اين نيروها بعدها خود هسته ساز ميشوند و ميتوانند ديگران را تربيت كنند و به تدريج بالندگي فرهنگي ويژهاي به اين ناحيه ببخشند. هيچ لزومي ندارد كه حتما از استادان بزرگ صاحب نام در تدوين دانشنامه استفاده شود. ميشود از اساتيد مشورت گرفت و برخي راه حلها را طلب كرد، اما مشورت گرفتن از اساتيد هم تا همين مقدار كافي است. بايد جوانان را به اين محيطها وارد كنند و از آنها كار بكشند. بنده خود تجربه اين كار را دارم، به طوري كه در دانشنامه ادب فارسي كه سرپرستي آن را به عهده دارم بيش از 30 نفر از جوانان تربيت شدند كه بعدها به طور جداگانه فعاليتهايي را آغاز كردند و اتفاقا بسياري از آنها موفق هم بودند. تربيت نسلهاي جوانتر به بالندگي دانشنامهنويسي نوين كه هنوز در جامعه ما نوپاست كمك قابل توجهي خواهد كرد.
- جناب استاد انوشه شما اساساً تدوين دانشنامههاي منطقهاي، دانشنامههايي نظير گلستان را تا چه ميزان ضروري ميدانيد؟
- بسيار زياد؛ اساساً فعاليت فرهنگي به هر نحو و به هر ميزان كه انجام شود باز هم كم است. شما فكر كنيد عدهاي كمرهمت بستهاند، آستين بالا زدهاند و دارند براي فرهنگ اين مملكت كار ميكنند خوب معلوم است كه چه قدر اين اقدام ارزشمند و شگرف است. اين اقدامات نه تنها در اين منطقه بلكه بعدها در بسياري از نقاط ديگر نيز تحسين خواهد شد و به رشد و بالندگي فرهنگ در سراسر اين كشور شتاب خواهد بخشيد.
- وضعيت دانشنامه نويسي حال حاضر در كشور چگونه است؟
ببينيد ما دو گونه دانشنامهنويسي داريم. يك شكل آن كه به شيوه قدماست و ايران در اين حوزه تجربه هزار ساله دارد و اصلاً براي ما تازه نيست.اين كار براي ما تازگي ندارد. مفاتيح العلوم خوارزمي، دانشنامه علائي ابن سينا، نفائس الفنون شمس الدين محمد املي، دره التاج و بسياري نمونههاي ديگر كه همگي در حيطه دائرهالعارف تعريف ميشوند اما نگارش آنها به شيوه قديم است، يعني اولاً كار انفرادي صورت ميگرفته است، در حالي كه امروز يك نفر به تنهايي هرگز موفق به نوشتن دائرهالمعارف نميشود....
- پس ما الان داريم ويژگيهاي دائرهالمعارف نويسي نوين را هم ميگوييم
- بله، اولاً كه دائرهالمعارف نويسي به شيوه نوين بر خلاف شيوه قدما بايد در قالب تيم ورك، كار شود. ثانياً در گذشته دانشنامهنويسي ذوقي بوده، يعني يك نفر به تنهايي مينشست و دانشنامه مينوشت ولي امروز بدون اسناد و مدارك نوشتن دانشنامه غيرممكن است، مؤلف بايد كتابخانه بزرگ و وسيعي را در دسترس داشته باشد تا هرآنچه كه مينگارد مبتني بر اسناد و مدارك باشد. تفاوت ديگر اينكه در گذشته دانشنامهها موضوعي بودند، به اين معنا كه مؤلف چند دانش را در نظر ميگرفت و راجع به آنها مطلب مينوشت و در نهايت نيز دانشي را كه خود بيش از همه به آن علاقه داشت جلوتر از باقي علوم ميگذاشت. به عنوان مثال فارابي به موسيقي علاقه داشت و به همين دليل در احصاءالعلوم بخش موسيقي جلوتر از بقيه دانشهاست. در واقع مؤلف در تدوين دانشنامه به تناسب علاقه خود نسبت به تقدم و تأخر مطالب اقدام ميكرده است و به روش صحيح كار و تدوين دائرهالمعارف توجهي نميكردند اما در حال حاضر دانشنامه حتماً بايد مبتني بر يك شيوه نظاممند الفبايي تدوين شود.
- احساس نياز به وجود دانشنامه از كجا ناشي ميشود؟
- برخي فكر ميكنند دائرهالمعارف بايد دنيا را تغيير دهد يا يك كشور را عوض كند كه به نظر من اين حرفهاي صحيح نيست. وظيفه دانشنامه فقط اطلاع رساني است. آگاهي دادن در مورد واقعياتي كه وجود دارد تنها رسالتي است كه بر دوش دانشنامهها قرار دارد و چون اين تنها رسالت است، پس بسيار مهم است كه اطلاعات موجود در دانشنامه كاملا صحيح باشد. من به همكاران خودم در دانشنامه گلستان هم گفتم، دقت كنيد اطلاعاتي كه در دانشنامه ارائه ميكنيد غلط نباشد وگرنه ناقص بودن اطلاعات اشكالي ندارد. با توجه به اين كه در كشور ما تجربه دائرهالمعارفهاي ناتمام در دوره جديد زياد است، بهتر است دانشنامه گلستان هم هر چه زودتر كار را تمام كند و تا تنور گرم است اين نان را بچسبانند! نواقص را ميتوان در بازنگريهاي بعدي در سالهاي بعد تكميل كرد.
- اصلا به نظر ميرسد به كار بردن اصطلاح «تمام شدن» براي دانشنامه خيلي درست نباشد، به هر حال در همه زمانها اطلاعاتي براي ارائه دادن وجود خواهد داشت...
- بله؛ شما ببينيد دائرهالمعارفهاي معتبر جهان هر 4 سال يك بار تجديد ميشوند مثل لاروس، بريتانيكا، امريكانا. اين دانشنامهها تنها يك يا دو بار مستدرك ميدهند و بعد از 5 يا 6 سال در خودشان بازنگري ميكنند كه طي آن اطلاعات ناقص را كامل، اطلاعات ضعيف را حذف و اطلاعات غيرلازم را بر ميدارند. به همين خاطر دائرهالمعارف بريتانيكا كه روزي 3 جلد بود اكنون به 33 جلد رسيده است. اين بدان معناست كه در طول ساليان متمادي اطلاعاتي كه لازم بود به تدريج به اين دانشنامه اضافه شد و احتمالا اطلاعات ناقص و غلطي هم كه در آن موجود بود حذف شد. يادم ميآيد مرحوم مينوي ميگفت در يكي از چاپهاي دائرهالمعارف بريتانيكا، شرح حال مظفرالدين شاه در برابر مدخل ناصرالدين شاه آورده شده بود. بنابراين اين احتمال وجود دارد كه اطلاعات غلط هم وارد دانشنامه شود كه ميتوان آن را در بازنگري اصلاح كرد.
- شما ظاهراً از كتابخانه ميرداماد هم بازيد كرديد، آن را چه طور ارزيابي كرديد؟
- بله به اتفاق آقاي رجايي- رييس دانشنامه گلستان- به آنجا رفتيم. بايد بگويم كه كتابخانه بسيار جدي و قابل اعتنايي است. شما نميدانيد وقتي محيطهاي فرهنگي اينچنين قوي و قابل اتكا را ميبينم چهقدر به وجد ميآيم. چون من فكر ميكنم هرچه تعداد اين محيطهاي فرهنگي و كتابخانهها زياد شود تعداد دزدها و معتادين كم ميشود، شعور اجتماعي مردم بالا ميرود، روابط مردم با هم بهتر ميشود. مطمئن باشيد هر چه كتابخانه بيشتر باشد مردم با يكديگر مهربانتر ميشوند چون خشونت از بدويت آدمها ميآيد و جايي كه فرهنگ حضور داشته باشد بدويت فرار ميكند و آنچه كه بيش از همه فرهنگ مردم را ارتقا ميدهد كتاب است.
- به عنوان آخرين سوال آيا پيشنهادي براي هرچه بهتر شدن دانشنامه گلستان داريد؟ فكر ميكنيد چه مداخلي وارد اين دانشنامه شود بهتر خواهد بود؟
- چون دائرهالمعارف گلستان، تخصصي است يعني قرار است اطلاعاتي در محدوده استان گلستان ارائه دهد بنابراين بايد بسيار دقت شود تا مطالبي در آن وارد شود كه از محدوده استان گلستان خارج نشود و ربط به موضوع داشته باشد. من خاطرم هست زماني كه دائرهالمعارف تشيع را مينوشتيم آقاي بهاءالدين خرمشاهي ميگفت رود فرات هم شيعه است زيرا دو جنگ مهم تاريخ تشيع - صفين و حادثه كربلا- در كنار اين رودخانه اتفاق افتاده است واين يعني رودخانه فرات ربط شيعي دارد. مؤلفان دايره المعارف گلستان هم بايد به اين نكتهها توجه و دقت كافي داشته باشند. ضمناً من به نويسندگان و مؤلفان دانشنامه گلستان تذكر دادم كه هر چه بيشتر به جنبه مردمشناسي اين منطقه بپردازند اين دانشنامه بيشتر مورد استفاده قرار خواهد گرفت. پرداختن به آداب عروسي، آئين تدفين، نحوه برگزاري شعائر ديني، اطلاعرساني در مورد نحوه برگزاري روز بازارهاي مناطق مختلف استان از جمله موضوعاتي است كه بايد با جديت و حساسيت در دانشنامه انعكاس پيدا كنند.
گفت و گو: مهشيد گودرزيان